محمد عچرش؛ پژوهشگر مسائل جهان عرب
سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، نهتنها معادلات داخلی سوریه را دگرگون ساخت، بلکه جایگاه این کشور را در جهان عرب و نظم منطقهای بهکلی متحول کرد. سوریه که طی دهههای گذشته بهعنوان «دروازه ورود ایران به جهان عرب» و ستون فقرات «محور مقاومت» ایفای نقش میکرد، پس از سقوط اسد، بهسرعت مسیر خود را بهسوی جهان عرب تغییر داد و فرآیندی پرشتاب برای بازگشت به اتحادیه عرب و احیای جایگاه تاریخی خود در میان کشورهای عربی آغاز کرد. سوریه در سال ۲۰۲۵ بار دیگر در مرکز معادله راهبردی خاورمیانه پدیدار میشود، اما در قالبی کاملاً متفاوت از آنچه جامعه بینالمللی در یکچهارم قرن گذشته به آن عادت کرده بود.جایگاه ژئوپلیتیک سوریه در جهان عرب، پیش از هر چیز ریشه در موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد آن دارد. سوریه در قلب شام واقع شده و حلقه اتصال میان سه جهان عرب – شام، خلیجفارس و مصر – بهشمار میرود. این کشور از غرب به دریای مدیترانه، از شرق به عراق (دروازه ورود به خلیجفارس)، از جنوب به اردن (دروازه ورود به شبهجزیره عربستان) و از شمال به ترکیه محدود میشود.
طی سالهای طولانی، دمشق نقش دروازه ورود ایران به جهان عرب را ایفا کرده است. این نقش راهبردی، سوریه را به حلقه اتصال محور مقاومت – از ایران تا حزبالله در لبنان – تبدیل کرده بود. با سقوط اسد، این نقش بهیکباره از میان رفت و کشورهای عربی بهویژه عربستان و قطر، برای پر کردن خلأ حضور ایران در سوریه وارد عمل شدند. سوریه از بنیانگذاران اتحادیه عرب در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ در قاهره بود و همواره خود را یکی از ارکان هویت عربی معرفی کرده است. این پیشینه تاریخی، زمینهساز بازگشت سریع سوریه به آغوش جهان عرب پس از سقوط اسد شد. مجله اکونومیست در دسامبر ۲۰۲۵، سوریه را بهعنوان کشور سال معرفی کرد و این انتخاب را نشاندهنده اهمیت تحولات این کشور در نظم منطقهای دانست.
این کشور در نوامبر ۲۰۱۱ در واکنش به آنچه “سرکوب خشونتآمیز اعتراضات” توسط دولت اسد، خوانده شد، از اتحادیه عرب تعلیق شد. با این حال، روند بازگشت آن از سال ۲۰۲۳ آغاز شد. در مه ۲۰۲۳، سوریه با حمایت عربستان سعودی، بار دیگر به اتحادیه عرب بازپذیرفته شد. پس از سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴، این روند شتابی بیسابقه یافت. شورای اتحادیه عرب در سپتامبر ۲۰۲۵، بار دیگر بر تعهد تزلزلناپذیر خود به وحدت، حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی سوریه تأکید کرد و تجاوزات اسرائیل را محکوم نمود. نشست سران اتحادیه عرب در مه ۲۰۲۵ در بغداد نیز که اولین نشست از سال ۲۰۱۲ بود، به طور مشخص به آینده سوریه و جنگ غزه اختصاص یافت. عربستان سعودی بهعنوان قدرتمندترین کشور عربی، نقشی بیبدیل در بازگشت سوریه به جهان عرب ایفا کرده است. عربستان بهطور فعال معماری سیاسی و اقتصادی بازگشت سوریه به جهان عرب را شکل داد.
نشست ریاض در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۵، بهصراحت امنیت خلیجفارس و منطقه را به تثبیت داخلی سوریه گره زد. در این نشست، عربستان و قطر با پرداخت ۱۵.۵ میلیون دلار بدهی سوریه به بانک جهانی، گامی عملی در جهت بازگشت اقتصادی این کشور به نظام بینالملل برداشتند. احمد الشرع، رئیسجمهور دولت انتقالی سوریه، اولین سفر خارجی خود را به ریاض انجام داد و دیدار او با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به گفته مؤسسه هوور، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین روابط سوریه در منطقه تبدیل شد. در ژوئیه ۲۰۲۵، اولین کنفرانس سرمایهگذاری سوریه-عربستان در دمشق برگزار شد و طی آن ۴۷ توافقنامه به ارزش بیش از ۶ میلیارد دلار در حوزههای انرژی، زیرساخت، مخابرات و بانکداری به امضا رسید. عربستان همچنین در سپتامبر ۲۰۲۵، ۱.۵۶ میلیون بشکه نفت خام برای حمایت از بخش انرژی سوریه اختصاص داد. قطر نیز با شتابی قابلتوجه وارد معادلات سوریه شد. در ۳ ژانویه ۲۰۲۵، هواپیمایی قطر پروازهای خود به دمشق را از سر گرفت و امیر قطر بهعنوان اولین رئیسکشور خارجی که پس از سقوط اسد از دمشق بازدید کرد، وارد این شهر شد. قطر همچنین با تأمین گاز طبیعی، به کاهش بحران انرژی سوریه کمک کرد.
امارات متحده عربی نیز با سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری، بهدنبال تقویت جایگاه شام بهعنوان مرکز راهبردی کشتیرانی است. تحلیلگران مؤسسه امنیت ملی اسرائیل، نقش فزاینده قطر در بازسازی سوریه را با تمرکز بر منافع ژئوپلیتیک و رقابت منطقهای مورد بررسی قرار دادهاند. سوریه و رقابت قدرتهای منطقهای در جهان عرب با پایان نفوذ ایران و آغاز رقابت ترکی-عربی سقوط اسد پایان دورهای که با سلطه ایران بر سوریه تعریف میشد و آغاز رقابتی جدید برای ترسیم مجدد نقشه ژئوپلیتیک این کشور توصیف شده. سوریه امروز خود را میان حمایتهای ترکیه و کشورهای عربی خلیجفارس از یک سو، و رویکرد اسرائیل بهسمت چندپارهسازی از سوی دیگر، گرفتار میبیند. رهبری سیاسی سوریه، ترکیه و عربستان سعودی همگی در مهار نفوذ خودخوانده ایران در سوریه منافع مشترکی دارند – بهویژه در زمینه برچیدن شبکه ائتلاف منطقهای تهران که از ایران تا دریای مدیترانه امتداد دارد. با این حال، این همگرایی در نقطهای مشخص به واگرایی تبدیل میشود: نگاه اسرائیل.
در حالی که ترکیه و عربستان بر تثبیت یک دولت متحد و یکپارچه در سوریه تأکید دارند، اسرائیل هرگونه همسایه متحد و مقتدر – بهویژه اگر رهبری اسلامگرا و مورد حمایت آنکارا داشته باشد – را با سوءظن مینگرد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با اشاره به دولت جدید سوریه گفته است: من سادهلوح نیستم؛ میدانم با چه کسی سر و کار دارم.
این دیدگاه به حمایت اسرائیل از گرایشهای تجزیهطلبانه یا قومی-مذهبی در سوریه، ایجاد منطقه حائل در جنوب این کشور و احیای ایدههایی که میتواند به چندپارهگی منطقهای منجر شود، ترجمه شده است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، آشکارا اسرائیل را به تلاش برای تضعیف روند تثبیت سوریه متهم کرده است.
نقش عربستان بهعنوان بازوی اصلی عربی تضمینکننده بازگشت سوریه پس از اسد است. سعودیها با بازگشت به مدار راهبردی واشنگتن پس از سالها ابهام و تنش، عملاً چارچوب منطقهای نوظهور را تثبیت کردهاند که از یک سو فضای مانور ایران را محدود میکند و از سوی دیگر، نفوذ فزاینده ترکیه بر شمال سوریه را متوازن میسازد. به عبارت دیگر، سوریه به عرصهای برای بازتعریف روابط قدرت در جهان عرب تبدیل شده است؛ جایی که عربستان با اتکا به حمایت آمریکا، در تلاش است تا نفوذ ایران و ترکیه را مدیریت کرده و نظم مطلوب خود را در شام تحقق بخشد. سوریه بهعنوان آزمایشگاه جدید قدرت در خاورمیانه تبدیل شده است و لبنان در حال از دست دادن نقش راهبردی سنتی خود است و سوریه جای آن را پر میکند. سوریه در سال ۲۰۲۵ بار دیگر در مرکز معادله راهبردی خاورمیانه قرار گرفته است. این تحول، نشاندهنده گذار از نظم امنیتی تحتسلطه ایران به نظمی است که در آن کشورهای عربی خلیجفارس، ترکیه و آمریکا نقشآفرینی میکنند. سوریه امروز نهتنها کانون یک درگیری منجمد، بلکه محور راهبردی سیاست آمریکا برای بازتعادلسازی خاورمیانه در چارچوب خروج تدریجی از نقش تضمینکننده مستقیم نظم منطقهای است. کشورهای عربی بهویژه عربستان سعودی، بر حمایت از یکپارچگی، حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه تأکید دارند. این موضع در تضاد آشکار با رویکرد اسرائیل قرار دارد که از چندپارهسازی و تضعیف دولت مرکزی سوریه حمایت میکند. با این حال، چالشهای عمدهای بر سر راه این یکپارچگی باقی مانده است: کردها در شمالشرق، دروزیها در جنوبغرب و علویان در نوار ساحلی غرب سوریه، هر یک بهنوعی در برابر انقیاد کامل به دولت مرکزی مقاومت میکنند. دروزیها با حمایت اسرائیل بهدنبال استقلال هستند و کردها نیز با اتکا به حمایت آمریکا، خودمختاری قابلتوجهی در شمالشرق به دست آوردهاند.
بانک جهانی در اکتبر ۲۰۲۵، هزینه بازسازی سوریه را بین ۱۴۰ تا ۳۴۵ میلیارد دلار با برآورد محافظهکارانه ۲۱۶ میلیارد دلار اعلام کرده است. این رقم که تقریباً ۱۰ برابر تولید ناخالص داخلی سوریه در سال ۲۰۲۴ است، نشاندهنده مقیاس عظیم نیازهای اقتصادی این کشور و نقش حیاتی کشورهای عربی در تأمین مالی بازسازی آن است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس با برنامهای حسابشده از حمایت مالی و سیاسی، به تثبیت شام کمک کردهاند و در عین حال نفوذ سیاسی خود را در سوریه افزایش دادهاند. با این حال، همانگونه که موفقیت این راهبرد در گرو بقای دولت جدید سوریه و جلوگیری از ظهور یک دولت شکستخورده است؛ دولتی که مملو از شبهنظامیان، قاچاقچیان مواد مخدر است.
جایگاه ژئوپلیتیک سوریه در جهان عرب، دستخوش یکی از عمیقترین دگرگونیهای تاریخ معاصر این کشور شده است. سوریه که تا دسامبر ۲۰۲۴، دروازه ورود ایران به جهان عرب و ستون فقرات محور مقاومت بود، امروز در مسیری کاملاً متضاد گام برمیدارد و با حمایت عربستان، قطر و ترکیه، بهسرعت به آغوش جهان عرب بازمیگردد. اهمیت ژئوپلیتیک سوریه در جهان عرب را در چهار سطح میتوان اینگونه جمعبندی کرد: نخست، موقعیت جغرافیایی سوریه بهعنوان حلقه اتصال شام، خلیجفارس و مصر، آن را به نقطه تلاقی راهبردی جهان عرب تبدیل کرده است. هیچ کشور عربی دیگری چنین نقشی در اتصال سه حوزه ژئوپلیتیک عربی ایفا نمیکند. دوم، بازگشت دیپلماتیک سوریه به اتحادیه عرب و احیای روابط با کشورهای کلیدی عربی – بهویژه عربستان سعودی – نشاندهنده پایان دوران انزوای عربی و آغاز دورهای جدید از همگرایی منطقهای است. عربستان با سرمایهگذاری ۶ میلیارد دلاری و حمایتهای سیاسی گسترده، خود را بهعنوان ضامن اصلی بازگشت سوریه به نظم عربی معرفی کرده است. سوم، سوریه به عرصهای برای رقابت قدرتهای منطقهای در جهان عرب تبدیل شده است. همگرایی ترکیه و عربستان در مهار نفوذ ایران، در نقطهای با واگرایی راهبردی آنها با اسرائیل مواجه میشود؛ اسرائیلی که از چندپارهسازی سوریه حمایت میکند. این رقابت، سوریه را به کانون ثقل نظم نوین منطقهای تبدیل کرده است. چهارم، نظم امنیتی جهان عرب بدون سوریه قابلتعریف نیست. همانگونه که اشاره شد، سوریه به آزمایشگاه جدید قدرت در خاورمیانه تبدیل شده است که آینده امنیت منطقهای و نقش قدرتهای بزرگ در آن را رقم خواهد زد. سوریه امروز در نقطهای سرنوشتساز قرار دارد: یا با حمایت کشورهای عربی میتواند به قطب اتصال جدید جهان عرب تبدیل شود و جایگاه تاریخی خود را بهعنوان یکی از ارکان هویت عربی احیا کند، یا در صورت تداوم منازعات داخلی و مداخلات خارجی، به میدان نبرد ژئوپلیتیک قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل خواهد شد. سرنوشت سوریه، تا حد زیادی، آینده نظم امنیتی و سیاسی جهان عرب را رقم خواهد زد.
*انتشار این یادداشت به معنی تأیید یا بیانگر دیدگاه مرکز آینده پژوهی جهان اسلام نیست و مسئولیت صحت و سقم آن به عهده نویسنده است *


