سفر نتانیاهو به امارات؛ ابعاد و محاسبات راهبرد
سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل خاورمیانه
سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ابوظبی در روز یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ و دیدار او با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، را باید در پیوند با سه سطح از تحولات بررسی کرد: وضعیت روابط دوجانبه، تحولات امنیتی منطقه و شرایط سیاسی داخلی اسرائیل. این سفر که در ابتدا بهصورت علنی اعلام نشد، روز دوشنبه ۲۸ سپتامبر از سوی خبرگزاری رسمی امارات و دفتر نخستوزیر اسرائیل تأیید شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، نتانیاهو را در این سفر همسرش ساره نتانیاهو و هیئتی متشکل از مقامهای ارشد سیاسی و امنیتی، از جمله رومن گافمن، رئیس موساد، و شموئل بن عزرا، رئیس شورای امنیت ملی و مشاور امنیت ملی، همراهی میکردند. حضور همزمان مقامهای ارشد امنیتی و تأکید بیانیه رسمی بر تقویت روابط دوجانبه و بررسی چالشهای منطقهای، نشان میدهد که این دیدار فراتر از یک ملاقات تشریفاتی بوده و پروندههای راهبردی نیز در دستور کار آن قرار داشتهاند.
این سفر همچنین از آن جهت اهمیت دارد که دومین سفر گزارششده نتانیاهو به امارات در چند ماه اخیر محسوب میشود. در ماه مه ۲۰۲۶، دفتر نخستوزیر اسرائیل اعلام کرده بود که نتانیاهو در جریان جنگ با ایران بهصورت محرمانه به امارات سفر کرده و با محمد بن زاید دیدار کرده است؛ بااینحال، مقامهای اماراتی وقوع آن سفر و دیدار را رد کردند. در نتیجه، سفر سپتامبر نخستین دیدار تأییدشده و رسمی نتانیاهو با رئیس امارات در این دوره به شمار میرود، اما تکرار گزارشها درباره دیدارهای سطح عالی دو طرف در فاصلهای کوتاه، اهمیت کانال مستقیم میان ابوظبی و تلآویو را برجسته میکند. تفاوت میان موضع رسمی دو طرف درباره سفر ماه مه و تأیید رسمی دیدار سپتامبر نیز نشان میدهد که سطح و شیوه مدیریت روابط دو کشور در ماههای اخیر با شرایط امنیتی و سیاسی منطقه ارتباط نزدیکی داشته است.
یکی از مهمترین زمینههای سیاسی این سفر، بازگشت پرونده هشدارهای احتمالی پیش از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به کانون توجه است. روزنامه هاآرتص گزارش داده بود که محمد بن زاید پیش از حمله حماس، در تماس تلفنی با نتانیاهو درباره احتمال وقوع عملیاتی گسترده هشدار داده است. در گزارشهای منتشرشده به تماس حدوداً ۴۵ دقیقهای دو طرف اشاره شده است؛ بااینحال، جزئیات این تماس، محتوای دقیق هشدار ادعایی و میزان اطلاع شخص نخستوزیر اسرائیل همچنان محل اختلاف است. دفتر نتانیاهو دریافت هشدار مستقیم از سوی رئیس امارات را رد کرده است. در همین حال، گزارشهایی درباره هشدارهای عباس کامل، رئیس وقت دستگاه اطلاعات مصر، و انتقال ارزیابیهایی درباره احتمال تشدید درگیری از سوی طرفهای منطقهای نیز منتشر شده است. مجموعه این گزارشها بار دیگر مسئله ارزیابی اطلاعاتی و نحوه واکنش نهادهای اسرائیلی به نشانههای پیش از هفتم اکتبر را در مرکز بحث قرار داده است.
اهمیت این پرونده برای نتانیاهو در آن است که بحث درباره هشدارهای احتمالی، از سطح اختلاف بر سر یک تماس یا گزارش مشخص فراتر میرود و به مسئله مسئولیت سیاسی و امنیتی دولت در قبال حمله هفتم اکتبر پیوند میخورد. پرسش اصلی این است که پیش از حمله چه اطلاعاتی در اختیار نهادهای اسرائیلی قرار داشت، این اطلاعات چگونه ارزیابی شد و مسئولیت تصمیمگیری درباره آن بر عهده چه مقامها و نهادهایی بود. در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل که برای ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است، طرح دوباره این پرسشها میتواند فضای سیاسی داخلی و بحث درباره عملکرد دولت نتانیاهو را تحت تأثیر قرار دهد. ازاینرو، هر تحول مرتبط با روایت هشدارهای پیش از حمله، برای نخستوزیر اسرائیل اهمیت سیاسی دارد.
در همین چارچوب، گزارش هاآرتص درباره درخواست منتسب به نتانیاهو از محمد بن زاید برای تکذیب هشدار ادعایی پیش از هفتم اکتبر، اهمیت ویژهای پیدا میکند. بر اساس این گزارش، نتانیاهو در جریان دیدار ابوظبی از رئیس امارات خواسته است روایت مربوط به تماس پیش از حمله را رد کند. همزمانی انتشار این گزارش با سفر نتانیاهو، پیوند میان دیدار و مناقشه سیاسی پیرامون پرونده هفتم اکتبر را برجسته میکند. اگر این روایت صحت داشته باشد، گفتوگو با بنزاید میتوانسته بخشی از تلاش نتانیاهو برای مدیریت پیامدهای سیاسی این پرونده و جلوگیری از تثبیت روایتی باشد که مسئولیت دولت او را در قبال هشدارهای پیش از حمله برجسته میکند. در چنین حالتی، سفر ابوظبی علاوه بر کارکرد منطقهای و امنیتی، یک بعد مشخص در مدیریت مناقشه سیاسی داخلی اسرائیل نیز پیدا میکند.
بااینحال، تقلیل سفر به ملاحظات سیاسی و انتخاباتی نتانیاهو، تمام ابعاد آن را توضیح نمیدهد. روابط امارات و اسرائیل پس از توافقهای ابراهیم در سال ۲۰۲۰ وارد مرحلهای از عادیسازی رسمی شد و در سالهای بعد حوزههایی همچون اقتصاد، فناوری، تجارت و همکاریهای امنیتی را دربر گرفت. تداوم این روابط در شرایط جنگ غزه و افزایش تنشهای منطقهای نشان میدهد که ابوظبی و تلآویو، با وجود تفاوت در برخی اولویتها و ملاحظات سیاسی، حفظ کانالهای ارتباطی را در دستور کار خود نگه داشتهاند. تأکید بیانیه رسمی امارات بر تقویت روابط دوجانبه و بررسی چالشهای منطقهای نیز در همین چارچوب قابل فهم است.
در این میان، ترکیب هیئت همراه نتانیاهو از نظر تحلیل ماهیت سفر اهمیت دارد. حضور رئیس موساد و رئیس شورای امنیت ملی، در کنار دیگر مقامهای ارشد سیاسی و امنیتی، نشان میدهد که ملاحظات راهبردی و امنیتی جایگاه مهمی در دیدار داشتهاند. گزارش شبکه سیانان به نقل از یک منبع اسرائیلی نیز ایران را یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای دو رهبر معرفی کرده است. بنابراین، حتی اگر جزئیات مذاکرات منتشر نشده باشد، سطح هیئت اسرائیلی و گزارشهای مربوط به محورهای گفتوگو، نشان میدهد که موضوعات امنیتی منطقهای در کنار روابط دوجانبه در مرکز رایزنیها قرار داشتهاند.
ایران در این میان یکی از متغیرهای اصلی در محاسبات امنیتی دو طرف به شمار میرود، اما جایگاه آن در راهبرد امارات و اسرائیل یکسان نیست. اسرائیل، ایران را عمدتاً در چارچوب تهدیدهای امنیتی مستقیم و بلندمدت تعریف میکند و بر مهار ظرفیتهای راهبردی آن تأکید دارد. در مقابل، امارات ضمن توجه به نگرانیهای امنیتی خود، به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیوندهای اقتصادی و وابستگی ثبات منطقهای به امنیت خلیج فارس، مدیریت تنش با تهران و حفظ کانالهای ارتباطی را نیز در محاسبات خود لحاظ میکند. برای ابوظبی، پیامدهای هرگونه تشدید تقابل با ایران صرفاً نظامی نیست و میتواند امنیت زیرساختهای حیاتی، مسیرهای انرژی، تجارت و ثبات اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، همپوشانی نگرانیهای امنیتی امارات و اسرائیل درباره ایران الزاماً به معنای توافق کامل دو طرف درباره شیوه مواجهه با تهران نیست.
در همین چارچوب، رایزنیهای ابوظبی میتواند ناظر بر ارزیابی تحولات پس از جنگ با ایران، بررسی تهدیدهای احتمالی و تبادل دیدگاه درباره ترتیبات امنیتی منطقه باشد. گزارشهایی نیز درباره ارائه کمکهای امنیتی اسرائیل به امارات در جریان جنگ با ایران، از جمله استقرار سامانههای پدافندی اسرائیلی و اعزام نیروهای متخصص برای راهاندازی و بهرهبرداری از آنها، منتشر شده است. مقامهای آمریکایی نیز پیشتر استقرار برخی سامانههای پدافندی اسرائیل در امارات در جریان جنگ را تأیید کرده بودند. این سابقه نشان میدهد که روابط امنیتی دو طرف در شرایط بحرانی، از سطح گفتوگوهای سیاسی فراتر رفته و در برخی حوزهها به همکاری عملی نزدیک شده است.
از سوی دیگر، برخی تحلیلها سفر نتانیاهو را به احتمال تلاش برای ازسرگیری جنگ آمریکا علیه ایران مرتبط دانستهاند. بااینحال، در شرایط فعلی شواهد علنی کافی برای نسبت دادن چنین تصمیمی به مذاکرات ابوظبی وجود ندارد. اهمیت ایران در این دیدار را میتوان در سطحی گستردهتر درک کرد: آینده ترتیبات امنیتی خلیج فارس، نحوه مدیریت پیامدهای جنگ اخیر، تهدیدهای موشکی و پهپادی، امنیت زیرساختهای حیاتی و چگونگی حفظ کانالهای ارتباطی با تهران، همگی از موضوعاتی هستند که برای ابوظبی و تلآویو اهمیت متفاوت اما قابل توجه دارند.
برای امارات، حفظ روابط با اسرائیل در کنار مدیریت مناسبات با ایران، بخشی از تلاش برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی و افزایش ظرفیت اثرگذاری در ترتیبات منطقهای است. این رویکرد، در عین حال، با محدودیتها و هزینههای سیاسی همراه است. جنگ غزه و وضعیت فلسطینیان همچنان بر فضای عمومی منطقه و محاسبات دیپلماتیک دولتهای عربی تأثیر میگذارد. ازاینرو، ابوظبی باید میان منافع ناشی از همکاری با اسرائیل و ضرورت مدیریت پیامدهای سیاسی و منطقهای این رابطه توازن برقرار کند. استمرار مناسبات دوجانبه را نمیتوان بهمنزله همسویی کامل دو طرف در همه پروندهها دانست؛ همانگونه که اختلاف در برخی مسائل نیز لزوماً به معنای توقف همکاریهای امنیتی و دیپلماتیک نیست.
این ملاحظات منطقهای با شرایط سیاسی داخلی اسرائیل تلاقی پیدا میکند. نتانیاهو در آستانه انتخابات پارلمانی، علاوه بر مواجهه با پیامدهای سیاسی هفتم اکتبر، با انتقادهایی در عرصه دیپلماسی نیز روبهروست. خروج شمار زیادی از هیئتهای حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل هنگام سخنرانی او، در گزارشهای رسانهای بازتاب گستردهای داشت. در مقابل، گزارشها از باقی ماندن نمایندگان امارات و بحرین در سالن، در کنار شماری از هیئتهای دیگر، حکایت داشتند. این تفاوت در رفتار هیئتها، در فضای سیاسی اسرائیل میتواند در چارچوب بحث درباره روابط منطقهای و جایگاه دیپلماتیک دولت مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، دیدار با محمد بن زاید برای نتانیاهو تنها یک رایزنی دوجانبه نیست. این دیدار فرصتی برای تأکید بر حفظ ارتباط با یک شریک عربی مهم و استمرار روابطی است که از سال ۲۰۲۰ شکل رسمیتری پیدا کردهاند. در آستانه انتخابات نیز استمرار این رابطه میتواند در چارچوب دفاع دولت از کارنامه سیاست خارجی خود مطرح شود. همزمان، پیوند این دیدار با پرونده هفتم اکتبر و گزارشهای مربوط به هشدار پیش از حمله، به آن یک بعد داخلی دیگر میدهد. بنابراین، سفر ابوظبی در نقطهای قرار گرفته که سیاست خارجی و سیاست داخلی اسرائیل به یکدیگر نزدیک میشوند.
در مجموع، سفر ۲۷ سپتامبر نتانیاهو به امارات را میتوان در نقطه تلاقی سه سطح از محاسبات تحلیل کرد: در سطح نخست، پرونده هشدارهای احتمالی پیش از هفتم اکتبر و پیامدهای سیاسی آن برای نخستوزیر اسرائیل، بهویژه در آستانه انتخابات پارلمانی، قرار دارد؛ در سطح دوم، استمرار روابط امارات و اسرائیل و توسعه همکاریهای امنیتی در شرایط تحولات منطقهای مطرح است؛ و در سطح سوم، ایران و آینده ترتیبات امنیتی خلیج فارس و خاورمیانه قرار دارند؛ حوزهای که در آن نگرانیهای مشترک دو طرف با تفاوت در اولویتها و محدودیتهای راهبردی آنها همراه است.
از این منظر، اهمیت سفر نتانیاهو به ابوظبی صرفاً به محتوای رسمی اعلامشده دیدار محدود نمیشود، بلکه به شرایطی بازمیگردد که این سفر در آن انجام شده است. نتانیاهو در آستانه انتخابات با پروندهای حساس درباره عملکرد دولتش پیش از هفتم اکتبر مواجه است؛ همزمان، تداوم همکاری با امارات برای حفظ پیوندهای منطقهای اسرائیل اهمیت دارد و تحولات مرتبط با ایران نیز بر ضرورت رایزنیهای امنیتی افزوده است. سطح هیئت همراه نتانیاهو، تأیید رسمی دیدار و سابقه گزارشهای مربوط به تماسهای پیشین، نشان میدهد که کانال ارتباطی میان ابوظبی و تلآویو در سطح عالی فعال است و پروندههای امنیتی و منطقهای در کنار مناسبات دوجانبه در دستور کار دو طرف قرار دارند. بنابراین، سفر اخیر را باید بخشی از تعاملات گستردهتر میان سیاست داخلی اسرائیل، روابط امارات و اسرائیل و معادلات امنیتی منطقه دانست.
*انتشار این یادداشت به معنی تأیید یا بیانگر دیدگاه مرکز آینده پژوهی جهان اسلام نیست و مسئولیت صحت و سقم آن به عهده نویسنده است *


