سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل خاورمیانه
تحولات اخیر در غرب آسیا و جنوب آسیا نشاندهنده شکلگیری دو محور رقابتی جدید است که میتوانند چارچوب موازنه قدرت در منطقه را به طور قابل توجهی بازتعریف کنند. این ائتلافها و محورها نه تنها رقابت کلاسیک میان کشورها را بازتاب میدهند، بلکه تلاش میکنند وزن راهبردی خود را در عرصههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی افزایش دهند. محور اول شامل عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه است و محور دوم امارات متحده عربی، هند و اسرائیل را در بر میگیرد.
نشانههای شکلگیری این محورها در سال گذشته آشکار شدهاند؛ از جمله امضای قرارداد دفاعی میان عربستان سعودی و پاکستان، سفر رجب طیب اردوغان به عربستان، رقابت استراتژیک میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، سفر محمد بن زاید به دهلی نو و امضای توافق دفاعی با هند. این تحرکات نشان میدهد که بازیگران منطقهای در حال بازآرایی ائتلافها و محورها و ایجاد شبکههای جدید همکاری و رقابت هستند، که اثرات آن فراتر از خاورمیانه و جنوب آسیا خواهد بود.
محور عربستان – پاکستان – ترکیه
محور عربستان – پاکستان – ترکیه بر پایه روابط سنتی، مذهبی و امنیتی شکل گرفته است. امضای قرارداد دفاعی میان عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ از مهمترین نشانههای شکلگیری این محور است. بر اساس این توافق، هرگونه تجاوز علیه یکی از طرفین به عنوان حمله علیه هر دو تلقی میشود، اقدامی که روابط سنتی ریاض و اسلامآباد را به سطح راهبردی و رسمی ارتقا میدهد و به عربستان سعودی امکان میدهد وزن خود را در جنوب آسیا افزایش دهد.
سفر رسمی رجب طیب اردوغان به عربستان سعودی در فوریه ۲۰۲۶ نیز نشاندهنده تلاش ترکیه برای مشارکت در تحولات منطقهای و تأثیرگذاری در توازن قدرت خلیج فارس و خاورمیانه است. ترکیه، به عنوان شریک عربستان و پاکستان، نفوذ خود را در دریای عرب و مدیترانه شرقی تثبیت میکند و توان محور را در حوزههای امنیتی و راهبردی تقویت مینماید.
دلایل شکلگیری احتمالی این محور تک بعدی نیست، بلکه چند لایه و چندوجهی است. نخست، عربستان تلاش دارد نفوذ خود را در جنوب آسیا تثبیت کند، خصوصا که روابط تاریخی و مذهبی با پاکستان و کمکهای نظامی و مالی به اسلامآباد، باعث شده است پاکستان محور اصلی نفوذ ریاض در جنوب آسیا باشد. دوم، امنیت راهبردی پاکستان از طریق این محور تقویت میشود؛ در شرایطی که تهدیدات هند و نوسانات امنیتی افغانستان همچنان پابرجاست، حمایت عربستان از پاکستان توان دفاعی و سیاسی اسلامآباد را افزایش میدهد. سوم، ترکیه به عنوان عضو مکمل محور، ترکیبی از امنیت و نفوذ ژئوپلیتیک را در مدیترانه و خاورمیانه ایجاد میکند و توان راهبردی محور را تقویت مینماید.
محور امارات – هند – اسرائیل
محور دیگر شامل امارات متحده عربی، هند و اسرائیل است و عمدتاً بر همکاری اقتصادی، فناورانه و امنیتی تمرکز دارد. یکی از نشانههای کلیدی شکلگیری این محور، سفر محمد بن زاید آلنهیان، رئیس امارات به دهلی نو در ژانویه ۲۰۲۶ و امضای توافق دفاعی با هند است. این سفر و توافق نشان میدهد که امارات قصد دارد هند را به شریک راهبردی در حوزههای تجارت، انرژی و امنیت تبدیل کند. همکاریهای دفاعی و فناورانه میان دو کشور، فراتر از مناسبات اقتصادی سنتی است و اهداف امنیتی و راهبردی هر دو طرف را پیوند میدهد. دهلی نو اکنون یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ابوظبی محسوب میشود و تجارت غیرنفتی میان این دو کشور در سالهای اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده است. این تسریع روابط نتیجه یک محاسبه دقیق ژئوپلیتیکی است. امارات با سرمایهگذاریهای کلان در بخشهای انرژی، زیرساختها، فناوری و حتی همکاریهای دفاعی و امنیتی، سعی دارد هند را در نقش یک شریک راهبردی در برابر رقابتهای منطقهای قرار دهد.
هدف این محور تقویت موقعیت منطقهای، توسعه همکاریهای فناورانه، امنیت شبکهای، تجارت و انرژی است و میتواند در برابر محور عربستان – پاکستان – ترکیه عمل کند. دلایل شکلگیری محور امارات – هند – اسرائیل روشن است. هند با اقتصاد در حال رشد و موقعیت استراتژیک خود فرصتهای مهمی برای امارات ایجاد کرده است تا به عنوان پل اقتصادی و امنیتی میان جنوب شرق آسیا و غرب آسیا عمل کند. همکاریهای دفاعی و فناورانه، چارچوبی نوین برای تعامل امنیتی و راهبردی ایجاد کرده است و به هند اجازه میدهد نفوذ خود را در غرب آسیا تقویت کند. این محور همچنین به امارات امکان میدهد در حوزه فناوری، انرژی و تجارت، نقشی فراتر از یک کشور کوچک ایفا کند و وزن خود را در موازنههای منطقهای افزایش دهد.
برای اسرائیل، شکلگیری این محور فرصتهای راهبردی قابل توجهی دارد. نخست، توسعه همکاری با امارات و هند امکان گسترش نفوذ فناوری و صنایع دفاعی اسرائیل در خلیج فارس و جنوب آسیا را فراهم میکند. دوم، این محور به اسرائیل اجازه میدهد دسترسی به بازارهای بزرگ انرژی و تجارت منطقهای داشته باشد و نقش خود را در شبکههای انرژی، آب و فناوری ارتقا دهد. سوم، از منظر امنیتی، محور سهجانبه میتواند یک موازنه متقابل یا توازن قوا در برابر محور عربستان – پاکستان – ترکیه ایجاد کند و به تثبیت موقعیت اسرائیل در تحولات امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه کمک نماید. بدین ترتیب، محور امارات – هند – اسرائیل، نه تنها به منافع اقتصادی و فناورانه بازیگران منطقهای پاسخ میدهد، بلکه برای اسرائیل نیز یک ابزار کلیدی برای نفوذ استراتژیک و امنیتی در غرب آسیا و جنوب آسیا محسوب میشود.
پیامدهای شکلگیری قطببندی نوین در خاورمیانه
شکلگیری دو محور رقابتی در منطقه، میتواند چارچوب سنتی موازنه قدرت در خاورمیانه و جنوب آسیا را تغییر دهد و پیامدهای گستردهای در ابعاد امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک ایجاد کند. این تحولات باعث چندقطبی شدن منطقه میشوند؛ وزن هر محور میتواند با سرعت تغییر کند و بازیگران منطقهای ممکن است بر اساس تحولات جدید، موقعیت خود را بازتعریف کنند. در این شرایط، محور عربستان – پاکستان – ترکیه و محور امارات – هند – اسرائیل میتوانند نمونههایی از شبکههای پویا باشند که همزمان رقابت و همکاری را مدیریت میکنند.
این محورها میتوانند بر امنیت دریایی و مسیرهای تجاری تأثیرگذار باشند. محور عربستان – پاکستان – ترکیه ممکن است با تمرکز بر دریای عرب، یمن و مسیرهای انرژی، حوزههای امنیتی جدیدی ایجاد کند، در حالی که محور امارات – هند – اسرائیل احتمالاً مسیرهای تجاری و فناوری را تقویت کرده و شبکههای اقتصادی – امنیتی گستردهای ایجاد میکند. این موضوع نشان میدهد که اقتصاد و امنیت به طور همزمان در بازتعریف قطببندی منطقهای نقش دارند.
این بازآرایی جدید میتواند باعث تغییر در فضای دیپلماتیک جنوب آسیا و غرب آسیا شود. محور امارات – هند – اسرائیل میتواند فرصتهای تازهای برای هند ایجاد کند و همزمان فضای مانور پاکستان را محدود کند. محور عربستان – پاکستان – ترکیه نیز میتواند وزن امنیتی و راهبردی اسلامآباد را افزایش داده و نفوذ عربستان در جنوب آسیا را تثبیت کند.
همچنین، روند صفبندی و یارکشی جدید برای عضویت در محورها از جمله پیامدهای شکلگیری محورهای جدید است؛ این سناریو مطرح است که کشورهایی مانند مصر به محور عربستان – پاکستان – ترکیه نزدیک شوند و یونان و قبرس در حاشیه محور امارات – هند – اسرائیل قرار بگیرند. این عضویتهای بالقوه میتواند توازن قدرت منطقهای را پیچیدهتر کند و نشاندهنده پویا بودن ساختارهای استراتژیک باشد.
این قطببندی نوین، که بازتاب کاهش اعتماد بازیگران منطقهای به تضمینهای امنیتی آمریکا است، ممکن است موجب کاهش نقش قدرتهای فرامنطقهای در تحولات امنیتی و سیاسی خاورمیانه شود. در چنین شرایطی، بازیگران منطقهای به سمت تشکیل ائتلافهای خودکفا و مستقل حرکت میکنند و تلاش میکنند وزن استراتژیک خود را در تعیین موازنه قدرت منطقهای افزایش دهند.
قطببندی جدید همچنین میتواند ایران و محور مقاومت را در منطقه نسبت به گذشته منزویتر سازد. هر دو محور شامل بازیگران هستهای هستند؛ محور عربستان – پاکستان از ظرفیت هستهای پاکستان برخوردار است و محور امارات – هند – اسرائیل نیز از توان هستهای هند و اسرائیل بهره میبرد. این وضعیت به هر دو محور امکان میدهد که در معادلات امنیتی و راهبردی منطقه توان بازدارندگی و فشار بالقوه داشته باشند. علاوه بر این، محور امارات – هند – اسرائیل ممکن است از طریق توسعه همکاریهای فناورانه، اقتصادی و امنیت شبکهای، ایران و محور مقاومت را در حوزههای اقتصادی و تجاری تحت فشار احتمالی قرار دهد و فرصتهای راهبردی آنها را محدود سازد.
نتیجهگیری
بازآرایی محورها و شکلگیری قطببندی نوین، منطقه خاورمیانه را به یک میدان رقابتی چندقطبی و پویا تبدیل میکند. در این چارچوب، امنیت، اقتصاد و فناوری احتمالاً نقش همزمان در تعیین جایگاه بازیگران ایفا میکنند. یارکشیهای جدید و کاهش وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای نشان میدهد که بازیگران منطقهای در حال اتخاذ رویکردی فرصتطلبانه و انعطافپذیر هستند. این تحولات ممکن است مسیر سیاستهای امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه را در دهه آینده تحت تأثیر قرار دهند، اما هنوز قطعی نیست که این محورها به بلوکهای نظامی یا اقتصادی سخت تبدیل شوند یا خیر.
*مسئولیت صحت و سقم مقاله فوق به عهده نویسنده است و انتشار آن به معنی تأیید یا بیانگر دیدگاه مرکز آینده پژوهی جهان اسلام نمی باشد.


