چین و بحران غزه؛ ریشه­‌ها و کنش­‌ها

امیرحسین اژدری؛ پژوهشگر مرکز آینده پژوهی جهان اسلام

مقدمه

غافلگیری رژیم صهیونیستی طی عملیات طوفان الاقصی توسط گروه­­‌های مقاومت فلسطینی، بار دیگر منازعه دو طرف را به بالاترین حد خود رساند. این بحران که ریشه در اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم صهیونیستی دارد، به یکی از مهم‌­ترین مسائل بین‌المللی در طول بیش از هفت دهه تبدیل شده است. سیاست­‌های رژیم اسرائیل و شرکای نزدیک آن وضعیتی را موجب شده است که  مردمان فلسطین، راهی جز مقاومت پیش­روی خود نمی­‌بینند. با توجه به ریشه­‌های تاریخی و ماهیت پیچیده، منازعه فلسطین-اسرائیل هرگاه به وضعیت بحران رسیده است، بازیگران و دستور کارهای بین‌المللی را  متوجه خود قرار داده است. در این یادداشت سعی شده است موضع چین به عنوان یک بازیگر مهم بین‌المللی در منازعه اخیر مورد بررسی قرار بگیرد. موضوعات مطرح شده در این یادداشت به ترتیب عبارتند از موضع کلی چین به مسئله، روابط دو جانبه چین با طرفین، و در نهایت موضع چین از آغاز عملیات طوفان الاقصی. این یادداشت استدلال می­‌کند هر چند چین نسبت به گذشته حضور فعال‌­تری در منطقه غرب آسیا پیدا کرده است و منازعه فلسطین-رژیم اسرائیل را در یک مسئله مرکزی در منطقه برمی­‌شمارد، با وجود قرار نگرفتن در اردوگاه غرب در این منازعه، سعی می‌­کند به عنوان یک دولت مسئول کنشگری در سایه ایفا نماید.

موضع کلی چین در نزاع فلسطین- رژیم صهیونیستی

در نگاه چین، وضعیت فلسطین در مرکز مسئله منطقه غرب آسیا قرار دارد. در دیدار میان رئیس جمهور چین و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در دسامبر 2022، شی جین پینگ، احیا حقوق مشروع و منافع فلسطینیان را مورد تأکید قرار داد و حل مناقشه را در چارچوب قطعنامه­‌های سازمان ملل متحد و ابتکار صلح عرب دانست. وزیر خارجه چین نیز در تیر 1400 (جولای 2021) از طرح سه ماده­‌ای این کشور برای حل منازعه رونمایی کرد که عبارتند از: تشویق سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم اسرائیل به تداوم مذاکرات صلح بر پایه دو دولت، تقویت تشکیلات خود گردان در نوار غربی و غزه، و پشتیابانی از هرگونه تلاش منجر به یکپارچه شدن گروه‌­های فلسطینی. به طور کلی، چین به دنبال تقسیم روابط خود میان رژیم اسرائیلی و فسطینی­‌هاست و از این که به طور جدی در منازعه طرفین درگیر شود، خودداری می­‌کند. با این حال، پکن غالباً واشنگتن را به دلیل کارشکنی در شورای امنیت سازمان ملل جهت پاسخگو کردن رژیم اسرائیل متهم می­‌کند.

نگاهی بر روابط چین- رژیم اسرائیل

رژیم اسرائیل در سال 1950، جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت. با این وجود غیبت رژیم اسرائیل در کنفرانس باندوگ سال 1955 و حمایت چین از کشورهای عربی، میان چین و رژیم صهیونیستی فاصله انداخت. در نهایت دو طرف در سال 1992 روابط دیپلماتیک رسمی خود را آغاز کردند. در فروردین 1396 (مارس 2017) طرفین روابط خود ذیل دیپلماسی مشارکت چین را به مشارکت جامع نوآورانه ارتقا دادند. از نام موافقت‌نامه می­‌توان به اهمیت فناوری در مناسبات پی برد. موقعیت ژئوپلتیک در مدیترانه و فناوری دو حوزه­‌ای هستند که اهمیت این رژیم را برای چین بالا می­‌برند. یکی از اهداف جدید رژیم صهیونیستی در عرصه خارجی تنوع بخشی به روابط خود به فرا تر از غرب است.کافیرو[1]بر این باور است که رژیم اسرائیل، چین را به عنوان طرفی می‌بیند که نزد کشورهایی همچون ایران و عربستان سعودی از اعتبار برخوردار است. در بازه 2021-2022 چین جایگزین ایالات متحده آمریکا به عنوان اصلی‌ترین طرف تجاری رژیم اسرائیل شد و از طرف دیگر، واحد پول چین (رنمینبی) به ذخایر ارزی رژیم اضافه شد. این مناسبات نگرانی­‌هایی را برای آمریکا موجب شده است. یکی از نگرانی­‌های آمریکا از رابطه چین با رژیم صهیونیستی افزایش سرمایه­‌گذاری چین در زیرساخت­‌های کلیدی رژیم همانند بنادر اشدود و حیفا، قطار درون شهری تل­آویو، و تونل­‌های کارمل است. با این وجود، چین طرف خارجی نیست که رژیم اسرائیل بتواند روی حمایت کامل آن در نزاع با محور مقاومت حساب باز کند.

نگاهی بر روابط چین- گروه‌­های فلسطینی

در دوران مائو، سیاست خارجی چین در پشتیبانی از جنبش‌­های آزادی بخش ملی کشورهای جهان سوم دنبال می­‌شد. در این دوران چین از فتح، جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، و جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین حمایت می­‌کرد. در دوران پس از مائو، چین به پشتیبانی خود از از گروه­‌های شبه نظامی فلسطینی خاتمه بخشید، در حالی که به حمایت از ساف ادامه داد و در سال 1988 دولت فلسطین را مورد شناسایی قرار داد. چین حماس را به عنوان یک سازمان تروریستی مورد شناسایی قرار نداده و رسماً از ایجاد یک کشور حاکم و مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای 1967 به پایتختی بیت‌المقدس شرقی حمایت می‌کند. خرداد امسال (ژوئن 2023)، رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین با رئیس جمهور چین  در پکن ملاقات کرد. در این دیدار رئیس جمهور چین، چین و فلسطین را شرکای قابل اعتماد نامید  و از آمادگی چین برای ایفای نقش در تلاش‌های آشتی­‌جویانه میان فتح و حماس سخن گفت و تمایل چین جهت برقراری مشارکت استراتژیک با فلسطین را اعلام کرد. چین ده‌­ها پروژه را در فلسطین تکمیل و به فلسطین در ساخت مدارس و جاده­‌ها کمک کرده است. پس از شیوع کووید-19، چین کادر درمان و واکسن‌ را برای کمک به مبارزه با همه‌گیری به فلسطین ارسال نموده و به طور مکرر به آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک کمک مالی می­‌کند.

چین و عملیات طوفان الاقصی

با اجرای عملیات طوفان الاقصی و به دنبال آن غافلگیری­ رژیم اسرائیل، نزاع میان فلسطین و رژیم صهیونیستی وارد فاز جدیدی شد و به دنبال آن، صف‌بندی دولت‌­ها در برابر این بحران شکل گرفت. اولین واکنش چین نسبت به بحران غزه، درخواست برای شروع مذاکرات صلح میان طرفین با واسطه جامعه بین‌المللی و ایجاد راهی برای یک صلح پایدار بود. انتظار از نقش چین نسبت به بحران تنها به موضع­‌گیری اخیر ختم نشد چرا که چاک شومر[2]، سناتور دموکرات آمریکایی در رأس هیأتی به پکن سفر کرد و در دیدار با مقامات چین خواستار محکومیت نیروهای مقاومت فلسطین شد. به عبارت دیگر، رژیم اسرائیل و شرکای آن از جمله آمریکا، خواستار ایفای دو نقش هماهنگ با منافع آن‌­ها از سوی چین هستند. یک نقش به درخواست اخیر شومر بر می‌گردد که خواهان پشتیبانی سیاسی چین و محکوم کردن حماس از سوی این کشور است. نمود جایگاه چین در این نقش، عضویت دائم آن در شورای امنیت به شمار می­‌رود. در عمل اما، همانطور که اشاره شد، چین نه تنها چنین خواسته­‌های سیاسی را محقق نکرده است بلکه رفتار مخرب واشنگتن در سازمان ملل متحد در این موضوع را همواره محکوم نموده و در برابر آن ایستادگی کرده است. به عنوان مثال، این کشور در حالی به قطعنامه پیشنهادی روسیه در بحران اخیر رأی داد که قطعنامه پیشنهادی آمریکا در موضوع مشابه را وتو کرده بود. از این­رو، منازعه فلسطین-رژیم صهیونیستی را می‌­توان جزئی از رقابت کلان­تر چین و آمریکا دانست که البته گستره آن صرفاً به وتو قطعنامه منتهی می­‌شود. نقش دیگر را می­‌توان از درخواست سفیر رژیم از پکن دریافت کرد. در نگاه مقامات رژیم صهیونیستی (حتی آمریکا)، چین از رابطه خوبی با ایران برخوردار است و ایران نیز رابطه خوبی با حماس دارد؛ بنابراین می­‌توان از این پتانسیل چین در مواقعی همچون آزادی گروگان­‌های رژیم و یا فشار به حماس برای قبول ابتکارات سیاسی استفاده کرد. با این حال، کنش چین در بحران اخیر صرفاً به شورای امنیت محدود نشد. با توجه به حضور چشمگیر چین در منطقه طی سال­‌های اخیر و شناسایی مسئله فلسطین به عنوان مسئله مرکزی منطقه، از سفر ژای جون[3] نماینده ویژه دولت چین در غرب آسیا به کشورهای منطقه نباید تعجب کرد. هدف از این سفر را می­‌توان فعال نگه­ داشتن جایگاه جدید چین در منطقه به شمار آورد، هرچند دامنه این کنشگری را باید با توجه به اهمیت مسئله منازعه فلسطین-رژیم صهیونیستی از یک سو و درگیر بودن بازیگران منطقه­‌ای و فرامنطقه‌­ای (همچون آمریکا) از سوی دیگر در نظر گرفت. به سخن دیگر، با توجه به جایگاهی که چین برای خود در نظام بین‌الملل تعریف کرده است، سعی می‌­کند به عنوان یک دولت مسئول برای حل بحران­‌های بین‌المللی ظاهر شود و در بحران اخیر نیز تلاش می­‌کند نه یک کنشگری فعال (همانند نقش میانجیگر در احیا روابط ایران-عربستان سعودی) بلکه یک نقش در سایه ایفا نماید.

نتیجه­‌گیری

بررسی موضع چین در برابر منازعه فلسطین-رژیم صهیونیستی، مستلزم کاوش در مناسبات این کشور با طرفین درگیر است. تحلیل استخراج شده از مناسبات چین و رژیم آن است که با وجود اختلاف بر سر حل مسئله فلسطین، به نحوی که هیچ دولتی در تل­‌آویو حاضر به دادن امتیازات مد نظر چین نخواهد بود و عدم شناسایی گروه­‌هایی همچون حماس و حزب الله به عنوان گروه‌­های تروریستی از سوی چین، توسعه روابط اقتصادی-فنی دو طرف از این اختلاف آسیب جدی ندیده است. در این­جا سطح تحلیل اهمیت می­‌یابد. توضیح بیشتر آن­که، در سطح روابط دو جانبه، چین و رژیم صهیونیستی به یکدیگر نزدیک هستند؛ در حالی‌­که منازعه فلسطین-رژیم اسرائیل به عنوان یک مسئله بین‌المللی (سطح کلان) یک عامل واگرا میان طرفین به شمار می­‌رود. نکته دیگر، به جایگاه رو به توسعه چین در منطقه برمی‌­گردد. با وجود آن‌­که چین روابط خود با کشورهای منطقه غرب آسیا را تقویت کرده و در پرونده‌­هایی همچون احیا روابط ایران و عربستان سعودی نقش فعالی از خود به نمایش گذاشته است اما نسبت به کنشگری در مسائل منطقه با احتیاط برخورد می­‌کند. به عنوان مثال در منازعه فلسطین-رژیم صهیونیستی، چین ترجیح می­‌دهد کنشی نسبتاً فعال و البته مبهم و مطابق با موضع سازمان ملل متحد از خود نشان دهد، چرا که از کشیده شدن این منازعه به رقابت با آمریکا پرهیز دارد. دلیل این سیاست نیز آن است که اهمیت منطقه و منازعه فلسطین-رژیم اسرائیل برای چین به اندازه اهمیت رژیم صهیونیستی برای آمریکا نیست.

پی‌نوشت: منابع این یادداشت نزد پژوهشگر محفوظ است.


[1] – Cafiero

[2] – Chuck Schumer

[3] – Zhai Jun