سیمای جمعیتی شمال خلیج فارس؛تعاملات تاریخی و جغرافیای انسانی

محمد حسن نادری دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه تربیت مدرس

خلیج فارس نه تنها یک پهنه‌ی آبی و جغرافیایی، بلکه بستری تاریخی ـ تمدنی است که در آن پیوندهای قومی، قبیله‌ای و مذهبی در کنار مناسبات اقتصادی و سیاسی، هویتی واحد و درهم‌تنیده را شکل داده‌اند. همان‌گونه که فرناند برودل بر ضرورت نگاه کل‌گرایانه به مناطق تأکید دارد، خلیج فارس نیز باید در قالب یک واحد همگرا و یکپارچه فهم شود؛ جایی که قبایل، اقوام و مذاهب با وجود تفاوت‌های ظاهری، در طول تاریخ شبکه‌ای پیچیده از همزیستی، تعامل، رقابت و همگرایی را به وجود آورده‌اند.

در شمال خلیج فارس، ترکیب جمعیتی همواره از تنوع قومی و قبیله‌ای برخوردار بوده است. ایرانیان کرانه‌نشین از دیرباز بر «یکی بودن» و «از خود دانستن» همسایگان خود در آن سوی خلیج تأکید داشته‌اند. با این حال، گاه تفاوت‌های قبیله‌ای و مذهبی سبب شده است تا برخی قبایل عرب، ارتباطات خود را نه از سر تمایل طبیعی به همزیستی، بلکه تحت فشار قدرت‌های مرکزی و شرایط سیاسی زمانه برقرار کنند. نمونه‌ی آن قبایل آل‌مذکور و بنی‌ذعاب است که برای کسب حمایت حکومت مرکزی ایران، به تشیع گرویدند و در برابر رقبای تاریخی خود یعنی اعراب هوله از این پیوند بهره گرفتند. در مقابل، بخشی از بنی‌ذعاب در جزیره‌ی الحمرا با گرایش به سلفی‌گری و نزدیکی به امیر وهابی نجد، پیوندهای سیاسی تازه‌ای رقم زدند. [۱] برخی از این قبیله‌ها همچون آل‌مذکور، بنی‌ذعاب، بنی‌صعب و آل‌بومهیر ریشه در تبار عمانی دارند و مهاجرت آنان به سواحل شمالی خلیج فارس در پی تحولات سیاسی دولت یعاربه عمان و اشغال بحرین در اوایل سده‌ی ۱۸ میلادی رخ داد. استقرار این قبایل در بنادر بوشهر، ریگ و نواحی پیرامونی، نه تنها سیمای جمعیتی شمال خلیج فارس را دگرگون ساخت، بلکه شبکه‌ای از روابط و همگرایی‌های نوین قبیله‌ای را در هر دو سوی خلیج ایجاد کرد. بدین‌ترتیب، ساختار قدرت و تعاملات محلی در منطقه، ترکیبی از رقابت و پیوندهای ناگسستنی قومی ـ مذهبی شد؛ پیوندهایی که در بستر جغرافیایی مشترک خلیج فارس معنا می‌یافتند. در این چارچوب، خلیج فارس را باید نه صرفاً میدان کشمکش قدرت‌ها، بلکه زیست‌بومی فرهنگی ـ اجتماعی دانست که در آن اقوام و قبایل مختلف، در عین تمایز، به نوعی همگرایی تاریخی و هویت منطقه‌ای مشترک دست یافته‌اند. در تقسیم بندی جزیی تر[۲] می توان برای هریک از این قبایل و طوایف، محدوده سرزمینی نسبی روی نقشه ترسیم کرد. نقشه شماره ۱  به دسته بندی این قبایل پرداخته است که در ادامه به بررسی دقیقتر آن‌ها خواهیم پرداخت.

برای دریافت فایل کامل گزارش پژوهشی اینجا کلیک کنید