شهرام پیرانی کارشناس مسائل منطقه
تحولات روابط چین و آذربایجان در سالهای اخیر نمونه بارزی از همکاری راهبردی در چارچوب ابتکار کمربند و راه را به نمایش گذاشته است. این تحول عمیق که بر پایه منافع مشترک و دوسویه استوار گردیده، در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی در حال شکلگیری و گسترش میباشد. از نگاه تاریخی، روابط دو کشور با استقلال آذربایجان از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ آغاز شد. در دو دهه اخیر، بهویژه با طرح ابتکار کمربند و راه توسط شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، این روابط شتاب و عمق بیشتری به خود گرفته است.
از دیدگاه اقتصادی، چین با سرمایهگذاریهای کلان در بخشهای زیربنایی آذربایجان، بهویژه در پروژههای پیوسته به کریدور ترانس کاسپین، جایگاه این کشور را بهعنوان پل ارتباطی راهبردی بین شرق و غرب تقویت کرده است. حجم مبادلات بازرگانی بین دو کشور از مرز ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ فراتر رفته و چین به یکی از مهمترین شرکای بازرگانی آذربایجان تبدیل شده است. در مبحث انرژی، همکاریهای دو کشور به بخشهای نوینی همچون انرژیهای تجدیدپذیر گسترش یافته که پروژههای مشترک خورشیدی و بادی نمونههای بارز این همکاریها به شمار میروند. شرکتهای چینی مانند هواوی و زدتیای در نوسازی زیرساختهای حیاتی آذربایجان نقش مهمی ایفا کرده و این شرکت ها در بازسازی مناطق آزاد شده قره باغ نیز مشارکت چشمگیری داشتهاند.
نقش آذربایجان در امنیت انرژی منطقه نیز برای چین درخور اهمیت است. اگرچه سهم آذربایجان در بازار جهانی انرژی چندان بزرگ نیست، اما جایگاه این کشور در دریای خزر و دسترسی به منابع انرژی آسیای میانه، آن را به بازیگری مهم در معادلات انرژی منطقه تبدیل کرده است. چین با سرمایهگذاری در بخش انرژی آذربایجان، هم به تنوعبخشی منابع انرژی خود کمک میکند و هم نفوذ خود را در منطقه قفقاز افزایش میدهد.
بر پایه آمارهای رسمی، حجم سرمایهگذاری چین در آذربایجان در پنج سال گذشته رشدی پایدار داشته و به ۹۵۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است ودر حال حاضر بیش از ۳۵۰ شرکت چینی در آذربایجان فعالیت می کنند.پیشبینی میشود این روند در سالهای آینده با شتاب بیشتری ادامه یابد. پروژههای مشترک در قلمروتوسعه مسیرهای ریلی، بنادر و فرودگاهها، جایگاه آذربایجان را به عنوان کانون ارتباطی در منطقه قفقاز تقویت کرده است. افزون بر این، همکاریهای دو کشور در زمینه فناوری های نوین کشاورزی ، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، و صنایع تبدیلی نیز در حال گسترش است که نشان از تعمیق همکاریهای دو جانبه دارد.
از منظر ژئوپلیتیک، روابط دو کشور در چهارچوب سازمان همکاری شانگهای و دیگر نهادهای منطقهای درحالتوسعه است. آذربایجان با بهرهگیری از جایگاه جغرافیایی بیهمتای خود، حلقه اتصال حیاتی در ابتکار کمربند و راه چین به شمار میرود و از این راه درصدد تنوعبخشی به روابط خارجی خود و کاهش وابستگی به بازیگران سنتی منطقه است. این رهیافت هوشمندانه با راهبرد توسعه اقتصادی و بازرگانی آذربایجان کاملاً همسو بوده و امکان بهرهبرداری از فرصتهای تازه در نظام اقتصاد جهانی را برای این کشور فراهم میآورد.
از سوی دیگر، چین نیز با توسعه روابط خود با باکو، دسترسی خود را به بازارهای منطقه قفقاز و دریای خزر گسترش داده و از این طریق در پی افزایش نفوذ منطقهای خود است. این رابطه برای چین از جنبههای گوناگونی درخور اهمیت است. نخست آنکه آذربایجان بهعنوان دروازه ورود پکن به بازار مناطق قفقاز و اروپای شرقی به شمار میرود. درثانی جایگاه ترانزیتی آذربایجان امکان ایجاد کریدورهای جایگزین را برای چین فراهم میکند و درنهایت بایستی گفت که منابع انرژی آذربایجان میتوانند سهم کوچکی در تنوعبخشی به منابع انرژی چین ایفا نمایند.
در بعد همکاریهای امنیتی، گرچه میزان آن نسبت به ابعاد اقتصادی کمرنگتر است، اما دو کشور در زمینههای مختلفی همچون مبارزه با تروریسم، امنیت رایانهای و رزمایشهای مشترک نظامی با هم همکاری داشتهاند. این همکاریها در سایه روابط نزدیک آذربایجان با ناتو و همچنین پیوندهای سنتی باکو با مسکو صورت میگیرد که نشان از دیپلماسی متوازن آذربایجان در عرصه بینالمللی دارد. گزارشها حاکی از آن است که همکاریهای نظامی دو کشور در سالهای اخیر گسترشیافته و شامل فروش جنگافزار، آموزش نیروهای نظامی و تبادل اطلاعات امنیتی نیز میشود.
همکاریهای فرهنگی و آموزشی نیز بخش مهمی از روابط دو کشور را تشکیل میدهد. افزایش شمار دانشجویان آذربایجانی در دانشگاههای چین، برگزاری هفتههای فرهنگی، توسعه آموزش زبان چینی در آذربایجان و گسترش تبادلات دانشگاهی از جمله نمودهای این همکاریها است. این بعد از روابط اگرچه کمتر موردتوجه تحلیلگران قرار گرفته است، اما نقش مهمی در ایجاد درک دوسویه و تقویت پایههای روابط بلندمدت بین دو کشور را ایفا میکند.
بااینهمه این رابطه با چالشها و موانعی نیز روبرو است. رقابت قدرتهای بزرگ در منطقه قفقاز، تنشهای حل نشده در منطقه و نیاز آذربایجان به حفظ توازن در روابط با همسایگان توانمند از جمله این چالشها به شمار میروند. جایگاه حساس آذربایجان در همسایگی روسیه و ایران، و همچنین روابط تاریخی با ترکیه، فضای مانور این کشور را در توسعه روابط با چین محدود میکند. از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی آذربایجان به درآمدهای نفتی و نوسانات قیمت نفت نیز میتواند بر ثبات اقتصادی این کشور تأثیر گذاشته و به دنبال آن بر روابط با چین اثرگذار باشد.
فاکتور دیگر، حضور کارساز ترکیه در منطقه قفقاز و رقابت پنهان آن با چین است. اگرچه آنکارا و پکن روابط اقتصادی نزدیکی دارند، اما در مناطق گوناگون از جمله قفقاز رقابتهای ژئوپلیتیک درخور توجهی بین آنها وجود دارد. همچنین، روابط چین با ارمنستان بهعنوان رقیب سنتی آذربایجان نیز میتواند بهعنوان یک فاکتور پیچیدهکننده در روابط چین و آذربایجان عمل کند.
بااینحال و بهرغم وجود چالشهای مذکور، میتوان گفت همکاری راهبردی چین و آذربایجان نمونهای از همکاری برد – برد در فضای پسا شوروی است که در آن هر دو طرف با حفظ استقلال عمل و در چارچوب منافع ملی خود، از فرصتهای همکاری برای پیشبرد اهداف توسعهای بهره میبرند. تداوم این همکاری میتواند نقش تعیینکنندهای در تحولات آتی منطقه قفقاز و ترتیبات امنیتی و اقتصادی در اوراسیا داشته باشد. موفقیت این رابطه تا اندازه زیادی به توانایی دو کشور در مدیریت چالشها و بهرهبرداری از فرصتهای موجود بستگی خواهد داشت.
تجربه همکاری چین و آذربایجان میتواند الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد که چگونه میتوان از همکاری با قدرتهای بزرگ بدون ازدستدادن استقلال عمل بهره برد. این الگوی همکاری بر پایه احترام دوسویه، عدم مداخله در امور داخلی و توجه به منافع دو طرف استوار است. در شرایط کنونی که شاهد تحولات گسترده ژئوپلیتیکی و تغییر توازن قوا در سطح جهانی هستیم، چنین الگویی از همکاری میتواند جذابیت زیادی برای کشورهای درحالتوسعه داشته باشد.
آینده روابط چین و آذربایجان به فاکتورهای گوناگونی بستگی دارد. از یک سو، تحولات داخلی هر دو کشور و جهتگیری سیاست بیرونی آنها در سالهای آینده نقش تعیینکنندهای خواهد داشت و از سوی دیگر، تحولات منطقهای و بینالمللی و بهویژه روابط چین با روسیه و آمریکا بر فضای همکاری دو کشور اثرگذار خواهد بود. بااینحال، باتوجهبه اشتراکات راهبردی و منافع مشترک دو کشور، به نظر میرسد روابط آنها در آینده همچنان روبهتوسعه و تعمیق خواهد بود.
با عنایت به موارد ذکرشده، میتوان چشمانداز همکاری دو کشور را در بلندمدت مثبت ارزیابی میشود چرا که اهداف توسعهای هر دو کشور در چارچوب ابتکار کمربند و راه با هم همسو است و جایگاه ترانزیتی آذربایجان برای چین از اهمیت راهبردی برخوردار است. توسعه کریدورهای چندگانه از جمله کریدور میانی، کریدور شمال – جنوب و کریدور آذربایجان – ترکیه – اروپا، فرصتهای تازهای برای همکاری دو کشور پدید آورده است. افزون بر این، سیاست تنوعبخشی اقتصادی آذربایجان و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، فضای مناسبی برای حضور شرکتهای چینی در بخشهای غیرنفتی اقتصاد این کشور فراهم آورده است.
در پایان، باید تأکید کرد که روابط چین و آذربایجان در چارچوب بزرگتری از تحولات اوراسیا قابلتحلیل است. ابتکار کمربند و راه چین، تحولات منطقه قفقاز، رقابت قدرتهای بزرگ و تحولات اقتصاد جهانی همگی عواملی هستند که بر این رابطه اثر متقابل دارند. موفقیت این رابطه نهتنها به سود دو کشور چین و آذربایجان خواهد بود، بلکه میتواند سهم مهمی در ثبات و توسعه منطقه قفقاز ایفا نماید.


