محمدحسین واحدی
مرکز آینده پژوهی جهان اسلام در راستای رسالت خود در شناسایی فرصتهای همکاری راهبردی، گفتوگویی اختصاصی با دکتر محمد بروجردی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در اندونزی، ترتیب داده است. این مصاحبه به بررسی عمق روابط دیرینه دو کشور، چشم اندازهای همکاری اقتصادی و نقش محوری آنها در جهان اسلام میپردازد. آنچه در ادامه میآید، روایتی گویا از این گفتوگوی تأمل برانگیز است که فراتر از گزارشهای خبری، گوشهای از ظرفیتهای نهفته در پیوند ایران و اندونزی را به تصویر میکشد. هدف اصلی این گفتگو، واکاوی علل وجود “شکاف همکاری” در میان سطح مطلوب و وضعیت موجود، و شناسایی محرکهای کلیدی برای تحول این رابطه به یک “شراکت هدفمند” در چارچوبهای عملیاتی است.
بررسی روابط ایران و اندونزی در چارچوب همکاریهای جنوب-جنوب، الگویی جالبتوجه از شکاف میان همسویی استراتژیک و تعامل اقتصادی محدود را نشان میدهد. این رابطه بر پایهی یک همگرایی هنجاری عمیق و مبتنی بر اصول قانون اساسی هر دو کشور استوار است که مهمترین نمود آن، موضع مشترک در قبال مسئله فلسطین و عدم به رسمیتشناسی رژیم صهیونیستی است. این اشتراک اصولی، سرمایه سیاسی با دوامی را ایجاد کرده که بستر مناسبی برای اعتماد و همکاری در عرصهی دیپلماتیک و بینالمللی فراهم میآورد. با این وجود، این سطح از همسویی سیاسی و فرهنگی، به شکل متناقضی با سطح پایین تعاملات اقتصادی و تجاری دو کشور همراه شده است.
تحلیل این شکاف عملکردی، علل چندلایهای را آشکار میسازد که عمدتاً در حوزه عوامل بیرونی و ساختاری قرار میگیرند. در رأس این عوامل، تحریمهای بینالمللی علیه ایران قرار دارد که با ایجاد ریسک حقوقی و مالی مضاعف، موجب ریسکگریزی شرکتهای اندونزیایی ادغامشده در اقتصاد جهانی شده است. این مانع اصلی، با مشکلات ساختاری دیگری چون فاصله جغرافیایی، نبود زیرساختهای حملونقل مستقیم و کارآمد، نظام بانکی بینالمللی مسدود، و مهمتر از همه، فقدان اطلاعات کافی در میان بازیگران اقتصادی دو کشور از ظرفیتهای یکدیگر تشدید شده است. این مجموعه عوامل، هزینه مبادله را به حدی افزایش داده که از پتانسیل ذاتی همکاری کاسته است.
با این حال، ظرفیتهای عینی برای تبدیل این رابطه به یک شراکت راهبردی غیرقابل انکار است. اندونزی با جمعیتی نزدیک به ۲۸۰ میلیون نفر، نه تنها بزرگترین بازار مسلمان جهان، بلکه یکی از اقتصادهای نوظهور با رشد سریع و پویاست که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۴۰ به رده چهارم اقتصادهای بزرگ جهان صعود کند. از سوی دیگر، ایران با دارا بودن موقعیت ژئوپلیتیک بیهمتا در تنگه هرمز و نفوذ در بابالمندب، یک دارایی امنیتی و ترانزیتی استثنایی محسوب میشود. پیوند این دو دارایی مکمل – بازار عظیم و اقتصاد پویا از یک سو و موقعیت حاکمیتی بر کریدورهای حیاتی انرژی جهان از سوی دیگر – میتواند اساس یک کریدور امنیت-توسعه را پایهریزی کند که منافع آن فراتر از سطح دوجانبه است.
برای پرش بر فراز شکاف موجود، حرکت از دیپلماسی عمومی کلینگر به سمت یک دیپلماسی اقتصادی فنی و عملیاتی ضروری است. نخستین گام، طراحی و اجرای مکانیسمهای پرداخت جایگزین، همچون پیمانهای پولی دوجانبه یا استفاده از ظرفیت نهادهای مالی آسیایی، برای دور زدن موانع بانکی است. در گام بعدی، هدفگذاری هوشمند بر روی جامعه کسبوکار اندونزی با ارائه تحلیلهای واقعبینانه از هزینهها و منافع تعامل با ایران و معرفی گزینشی ظرفیتهای دارای مزیت نسبی ایران – مانند فناوریهای مقابله با کمآبی، صنایع دارویی و پزشکی – میتواند نقص اطلاعاتی را کاهش دهد.
همچنین، استراتژی “کوچکسازی و اثبات” میتواند اعتماد لازم را ایجاد کند. آغاز همکاری با پروژههای محدود، زودبازده و کمریسک در حوزههایی مانند استاندارد و صنایع حلال، گردشگری سلامت و تبادل دانش فنی در کشاورزی، موفقیتهای عملی اولیه را به نمایش گذاشته و انگیزه بخش خصوصی را افزایش میدهد. تشکیل گروههای کاری مشترک ویژه برای رفع موانع لجستیکی و گمرکی نیز از دیگر اقدامات تسهیلکننده محسوب میشود.
روابط ایران و اندونزی در یک چهارراه حساس قرار دارد. مدل فعلی، بیشتر بر «اشتراکات تئوریک» و «روابط فرهنگی» متکی است. برای گذار به مرحله «همگرایی عملیاتی»، نیاز به یک تغییر پارادایم در دیپلماسی اقتصادی وجود دارد. این تغییر، مستلزم حرکت از دیپلماسی عمومی کلینگر به سمت دیپلماسی تجاری تخصصی، و از تاکید بر مشکلات به سمت ارائه راهحلهای فنی و عملیاتی است. در صورت تحقق این گذار، این رابطه میتواند به یک الگوی موفق برای همکاری میان کشورهای اسلامی با وجود فشارهای سیستم بینالملل تبدیل شود چشمانداز این رابطه، در صورت مدیریت هوشمندانه موانع و بهرهگیری از فرصتهای مکمل، میتواند بسیار فراتر از تعاملی دوجانبه باشد. موفقیت در ایجاد این الگوی همکاری، میتواند سرمشق موثری برای دیگر کشورهای اسلامی باشد که در پی تحقق همگرایی عملی در شرایط پیچیده نظام بینالملل هستند و نقشهای برای تقویت استقلال عمل جمعی جهان اسلام ترسیم کند.


