آمریکا و راهبرد مهار شرق‌گرایی مصر

سید علی نجات؛ پژوهشگر مسائل خاورمیانه

در دوران جنگ سرد، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به کانون‌های اصلی رقابت میان دو بلوک شرق و غرب تبدیل شد و مصر به‌واسطه موقعیت استراتژیک و نفوذ سیاسی و فرهنگی خود در جهان عرب، نقش مهمی در این معادلات ایفا کرد. پس از کودتای ۱۹۵۲ و روی کار آمدن جمال عبدالناصر، مصر در مسیر تقویت قدرت نظامی و استقلال سیاسی گام برداشت. برای تحقق این هدف به بلوک شرق و به‌ویژه شوروی نزدیک شد تا تجهیزات نظامی پیشرفته دریافت کند. این رابطه به سرعت توسعه یافت و مصر به یکی از بزرگ‌ترین مشتریان تسلیحات شوروی در منطقه تبدیل شد.

آمریکا به خوبی دریافت که نفوذ شوروی در منطقه، به‌ویژه از طریق مصر، تهدیدی جدی برای منافع راهبردی‌اش است. اهمیت کانال سوئز برای مسیرهای تجاری و نظامی غرب، انگیزه‌ای قوی برای واشنگتن بود تا نفوذ شوروی را در مصر کاهش دهد و این کشور را به سمت بلوک غرب متمایل کند. بنابراین، سیاست آمریکا نه تنها مهار شوروی، بلکه تغییر جهت استراتژیک مصر به سوی غرب بود.

یکی از نقاط عطف این سیاست، توافق کمپ دیوید در دوره انور سادات بود. آمریکا با تقویت روابط سیاسی، ارائه کمک‌های اقتصادی و نظامی مشروط و حمایت از مذاکرات صلح میان مصر و اسرائیل، به تدریج وابستگی نظامی مصر به شوروی را کاهش داد. این تلاش‌ها شامل ارائه تسلیحات پیشرفته‌تر، آموزش نظامی و همکاری‌های اطلاعاتی بود تا جایگزینی جذاب برای تسلیحات بلوک شرق ایجاد شود.

پس از اخراج مستشاران نظامی شوروی توسط انور سادات و قطع تدریجی روابط با مسکو، آمریکا فرصت یافت جای خالی شوروی را پر کند. پیمان کمپ دیوید (۱۹۷۸) نه تنها دشمنی مصر با اسرائیل را پایان داد، بلکه مصر را به متحد کلیدی آمریکا در منطقه بدل ساخت. در نتیجه، کمک‌های مالی و نظامی قابل توجهی به مصر اختصاص یافت که بخش بزرگی از آن صرف تقویت توان نظامی کشور شد و وابستگی به تسلیحات شوروی کاهش یافت.

با این حال، در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما و پس از کودتای ۲۰۱۳ ژنرال عبدالفتاح السیسی علیه محمد مرسی، به دلیل نگرانی‌های حقوق بشری، کمک‌های نظامی آمریکا به مصر به طور موقت کاهش یافت. این امر مصر را به سمت بازارهای تسلیحاتی جایگزین سوق داد؛ بازارهایی که چین و روسیه با ارائه تسلیحات پیشرفته، قراردادهای بلندمدت و همکاری‌های فنی و آموزشی، گزینه‌های جذابی برای قاهره فراهم کردند. روسیه در سال‌های اخیر به یکی از شرکای اصلی نظامی مصر تبدیل شده است. توافق‌نامه‌های متعددی بین قاهره و مسکو امضا شده که شامل خرید تسلیحات پیشرفته مانند جنگنده‌های سوخو-۳۵، سیستم‌های دفاع موشکی اس-۳۰۰ و بالگردهای تهاجمی کاموف-۵۲ است. علاوه بر این، مانورهای نظامی مشترک، مانند رزمایش «پیکان دوستی» در دریای مدیترانه، نشان‌دهنده عمق این همکاری است. طی ماه‌های اخیر، علاوه بر روسیه، مذاکرات پیشرفته‌ای میان مقامات مصری و چینی برای توسعه همکاری نظامی در جریان بوده که شامل قراردادهای تسلیحاتی، رزمایش‌های مشترک و تبادل تجربیات در حوزه فناوری دفاعی است.

اما نگرانی آمریکا از تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، موجب شد با فروش تسلیحات جدید به مصر موافقت کند. به عنوان نمونه، اخیراً وزارت خارجه آمریکا فروش سامانه موشکی زمین به هوا به ارزش ۴.۷ میلیارد دلار به مصر را تصویب کرد. این قرارداد شامل چهار سامانه راداری پیشرفته، صدها موشک هوا به هوا، تجهیزات هدایت و پشتیبانی فنی گسترده است. آژانس همکاری‌های امنیتی دفاعی آمریکا که با انعقاد قرارداد تسلیحاتی مخالفت می‌کرد، مصر را یکی از متحدان کلیدی واشنگتن و عامل ثبات منطقه توصیف کرده و این معامله را در راستای اهداف سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا ارزیابی کرده است.

اگرچه در گذشته، واشنگتن موشک‌های میان‌برد و کوتاه‌بردی مانند MIM-23 Hawk و M48 Chaparral به مصر فروخته بود، اما سیستم‌های راهبردی و دوربرد را به دلیل حفظ برتری کیفی اسرائیل و مخالفت تل‌آویو محدود کرده بود. اکنون دولت دونالد ترامپ، گرچه بدون اعتراض اسرائیل، قرارداد تسلیحاتی بزرگی با مصر تصویب کرد، اما آژانس آمریکایی تأکید کرده که این تجهیزات تعادل نظامی منطقه را بر هم نخواهد زد و برتری نظامی اسرائیل را تهدید نمی‌کند.

در واقع می‌توان گفت نزدیکی مصر به شرق در سال‌های اخیر و برگزاری مانورهای نظامی مشترک هوایی و همکاری‌های فنی و آموزشی میان دو طرف، برای واشنگتن نگرانی‌هایی به همراه داشته و این عامل موجب موافقت با فروش تسلیحات به مصر شده است.

علاوه بر این، رزمایش مشترک مصر و آمریکا تحت عنوان «ستاره درخشان» که از ۲۸ اوت تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵ ادامه خواهد داشت، در پایگاه نظامی محمد نجیب در صحرای غربی مصر آغاز شده است. امسال این رزمایش در شرایط خاصی برگزار می‌شود. برای ایالات متحده، این رزمایش شراکت راهبردی با مصر را تحکیم می‌بخشد، اعتماد و همکاری را تقویت و روابط پویای بین دو کشور را تضمین می‌کند. این رزمایش همچنین با هدف اعلام‌شده آمریکا مبنی بر مبارزه با تروریسم و تثبیت نقاط حساس ژئوپلیتیکی مانند کانال سوئز و دریای سرخ هم‌راستا است.

با رهبری این رزمایش مشترک، آمریکا نقش رهبری منطقه‌ای خود را تثبیت می‌کند و فرصتی برای مقابله با نفوذ فزاینده رقبایی مانند روسیه و چین به دست می‌آورد. این رزمایش می‌تواند روابط دیرینه نظامی و دیپلماتیک مصر با آمریکا، کشوری که از سال ۱۹۷۹ سالانه حدود ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی به قاهره ارائه داده است، تقویت کند. این همکاری جایگاه مصر را به‌عنوان شریک کلیدی آمریکا در منطقه تثبیت می‌کند و همکاری‌های امنیتی و ثبات منطقه‌ای را گسترش می‌دهد.

آمریکا مصر را به‌دلیل پایبندی‌اش به پیمان صلح با اسرائیل، تلاش‌هایش در مبارزه با تروریسم و توانایی‌اش در تضمین عبور امن کشتی‌ها از کانال سوئز، متحدی حیاتی در منطقه می‌داند. نقش مصر به‌عنوان میانجی در مذاکرات میان اسرائیل و حماس نیز این دیدگاه را تقویت می‌کند. این موضوع شاید توضیح دهد که چرا ترامپ تاکنون از هر اقدامی، از جمله کاهش کمک‌های نظامی سالانه، که ممکن است روابط آمریکا با قاهره را به خطر اندازد، پرهیز کرده است. به احتمال زیاد، حمایت نظامی همچنان بدون مانع ادامه خواهد یافت و واشنگتن تلاش خواهد کرد تا مصر نقش مؤثری در حفظ دسترسی آمریکا به مسیرهای هوایی و دریایی ایفا کند. با این حال، عوامل متعددی وجود دارند که می‌توانند این رابطه را تضعیف کنند؛ گسترش روابط نظامی مصر با چین و روسیه که عمدتاً ناشی از نارضایتی قاهره از محدودیت‌های تسلیحاتی آمریکا است، یکی از این عوامل است.

در پایان می‌توان گفت سیاست‌های آمریکا برای کاهش وابستگی نظامی مصر به روسیه و چین، بخشی از تلاش گسترده واشنگتن برای تثبیت نفوذ خود در خاورمیانه، مقابله با نفوذ مسکو و پکن در منطقه و تضمین امنیت اسرائیل است.

*مسئولیت صحت و سقم مقاله فوق به عهده نویسنده است و انتشار آن­ به معنی تأیید یا بیانگر دیدگاه مرکز آینده پژوهی جهان اسلام نمی باشد.