تهدیدات هیدروپلیتیکی در خاورمیانه چشم انداز ژئوپولیتیکی آینده (بخش نخست)

دکتر مصطفی رشیدی

در دنیای امروز با رشد تفکرات و جریانات حامی محیط زیست و منابع طبیعی، تولید متن و محتواها در این زمینه نیز بیشتر شده است. منابع آب و مسائل مربوط به آن نیز از منابع محیط زیستی است و تقریباً حیات دهندۀ محیط زیست به شمار می آید. گسترش تفکرات محیط زیستی و جریانات سبز ریشه در دو مسئله دارد، یکی تغییرات آب و هوا و دیگری سیاست‌های نادرست انسان در قرون و دهه‌های گذشته که اکنون باعث بیداری و واکنش نسبت به این سیاست‌ها شده است.‌ بنابراین از یک سو این تغییرات طبیعی و آب و هوایی است که از سوی محیط اتفاق می‌افتد، مثل خشکسالی‌های نگران کننده و دیگری رفتارهای انسانی که تشدید کنندۀ بحران طبیعی و محیط زیستی است. این مسئله در مناطقی که بیشتر دچار تغییرات آب و هوایی بوده و همچنین سیاست‌های اشتباه، غیر یکپارچه، بخشی، رقابتی و غیرعلمی در حوزۀ محیط زیست حکمفرماست بیشتر قابل لمس است. تفکر دفاع از محیط زیست در مناطق خشک مانند خاورمیانه مباحث جدی­تری را به دنبال دارد و در محیط دانشگاهی نگرانی‌های بیشتر را سبب شده است، اما در فضای سیاسی و اجرایی کشورهای خاورمیانه به جزء اسرائیل، سایر کشورها عملکرد موفق و جدی نداشته­ اند. بعضی از کشورهای منطقه مانند افغانستان، عراق، سوریه و غیره یا به طور کلی دچار بحران سیاسی هستند که این امر مانع مدیریت منابع و محیط زیست آن­ها شده است، یا مانند کشور ایران، ترکیه و غیره که دارای ثبات نسبی هستند، تقریباً در حوزه دیپلماسی آب غیر فعال بوده ­اند. در نشستی که در چند ماه اخیر با حضور رئیس جمهور و وزیر خارجه در رابطه با مسائل آب برگزار شد، تحلیل ها بیشتر در سطح عامیانه و انتقادات از کشور ترکیه مطرح شد که این نشانگر بی اطلاعی یا بی تمایلی دولت ایران به دیپلماسی واقعی آبی و محیط زیستی است که در یکی دو دهه آینده حیات زیستی و اجتماعی کشور را با چالش و بحران مواجه خواهد ساخت.

 اما به صورت کلی چه عواملی باعث رشد تهدیدات هیدروپلییتکی در خاورمیانه می‌شود و چه چشم انداز ژئوپولیتیکی در آیندۀ خاورمیانه متصور است؟

 اولین مسئله‌ای که در این زمینه  می‌توان به آن اشاره کرد همان تغییرات آب و هوایی است که در طول عمر کرۀ زمین به صورت دوره ­های چند هزارساله خشکی – یخبندان وجود داشته است. در دوره یخبندان یخ‌های قطبی پیش­روی کرده و تا نیمه‌های کرۀ زمین را یخ در بر می‌گرفت سپس چرخۀ بلعکسی رخ می‌داد و یخچال ­های کوهستانی و کوهپایه ­ای ذوب می ­شدند و چاله ­های آبی مانند حوضچه ­های کنونی در مرکز ایران و نیز دریاچه ارومیه، رو به خشکی می­ گذاشتند. تحقیقاتی که در رابطه با دریاچۀ ارومیه و حوضه‌های داخلی کویر و بیابان ایران مانند جازمویان و حوضه سلطان و پهنه­ ها و دریاچه­ های نمک داخلی صورت گرفته نشان می ­دهد در دوره ­های یخبندان این پهنه ­ها دریاچه‌های بزرگی بوده ­اند. اکنون در دوره ­ای هستیم که دما در حال افزایش و آب و هوا به سمت خشکسالی‌های نگران کننده در حال حرکت است، پس طبیعی است که مناطق خشک شده بیش­تر دچار بحران شده، مناطق معتدل به سمت خشکی، مناطق سرد به سمت اعتدل و مناطق قطبی به سمت ذوب یخچال‌ها و تعدیل آب و هوا حرکت کنند. تغییرات آب و هوا در خاورمیانه بسیار ملموس­ تر اکثر نقاط کره زمین است. از دیر زمان این منطقه با کمبود آب مواجه بوده، بنابراین معمولاً یکی از نقاط کم جمعیت دنیا بوده است. این برخلاف مناطقی مانند جنوب و جنوب شرق قاره آسیا است که اکنون قریب به ۳ میلیارد نفر را در خود جای داده است و در طول تاریخ نیز نقطه اصلی تمرکز جمعیت بوده است. اگرچه عوامل مختلفی در این مسئله نقش داشته­ اند، اما فراوانی منابع آب در این منطقه و خشکی و کمبود منابع آبی و عوامل زیستی در خاورمیانه علت اصلی فراوانی یا کمبود جمعیت بوده ­اند.

خاورمیانه به دلایلی همچون جنگ‌های گسترده، غارت و خونریزی، یورش ­های تاریخی و نیز کمبود منابع آب و در نتیجه ضعف بنیادهای زیستی لنگرگاه قابل اطمینانی برای استقرار جمعیت زیاد نبوده است. هرچند در دوره ­های تاریخی گذشته (بویژه ۶ تا ۱۲ هزارسال پیش) و با توجه به شرایط زیستی مناسب ­تر این منطقه نسبت به زمان حاضر، شرایط بهتری برای زیست انسان در این منطقه وجود داشته است که نشانه آن را می ­توان در تمدنی مانند شهر سوخته و تمدن ­هایی نظیر آن مشاهده نمود.

 امروزه در خاورمیانه با همین جمعیت نسبتاً کم کنونی نیز، کمبود آب در این منطقه بحران­ زا شده که جمعیت خاورمیانه را ابتدا به سمت فقر و کمبود منابع و سپس به سمت مهاجرت حرکت می‌دهد. پس تغییرات آب و هوایی اولین عامل است.

عامل دوم رشد جمعیت و صنعتی شدن و درنتیجه نیاز بیش­تر به آب است که باعث برداشت بیش­تر از منابع آبی می‌شود. خاورمیانه همانند دیگر مناطق جهان، با رشد خدمات بهداشتی، میزان جمعیتش افزایش یافته و رشد آن نسبت به گذشته چندین برابر شده است. نمونۀ آن ایران است که از سال ۱۳۳۵ تا اکنون جمعیت آن چند برابر شده و تا حدود ۸۰  میلیون رسیده در حالی­که در گذشته جمعیت آن کمتر از ۲۰ میلیون نفر بوده است. اکنون به دلیل چهار برابر شدن جمعیت، فشاربیش­تری بر منابع طبیعی و آبی وارد می‌شود. در کنار رشد جمعیت، صنعتی شدن بدون داشتن رویکرد و نگاه روشن و درست از محیط طبیعی و بدون توجه به ضعف‌های محیط طبیعی خاورمیانه و ظرفیت پائین اکولوژیک این منطقه صورت گرفت. این رفتار انسان خاورمیانه ­ای یک شکنندگی در محیط زیست خاورمیانه ایجاد نمود. بدون توجه به توان اکولوژیک و ظرفیت تحمل محیط زیست خاورمیانه، یک سری صنایعی همچون ذوب آهن، صنایع فولاد، صنایع لاستیک ­سازی که صنایع آب­ بر هستند ایجاد شد، این امر باعث تسریع روند کاهش منابع آب شد و تهدید منابع آبی را افزایش داد.

علت سوم، تقسیم حوضۀ آبریز میان چند کشور با نظام‌های سیاسی ایدئولوژیک و امنیتی مختلف بود. به عنوان مثال حوضه­ های آبریز در شرق مدیترانه مانند رودخانه­ های اردن، یرموک و لیطانی که میان اسرائیل، لبنان، اردن و سوریه تقسیم شده است، موضوع رقابت این کشورها است که به لحاظ نظام سیاسی متفاوت هستند و اولین مسئله‌ای که وجود دارد رقابت کشورهای عربی با اسرائیل و سپس رقابت درون اعراب است. این رقابت‌ها در بعد هویتی و ایدئولوژیکی وجود دارد اما وارد مسائل آبی نیز می ­شود. مثال دیگر در مورد ترکیه، سوریه، عراق و حتی ایران در حوضۀ آبریز دجله و فرات یا حوضۀ آبریز شط­ العرب است که نظام‌های سیاسی متفاوتی وجود داشته و دارند. اختلاف نظر و رقابت‌های هویتی و سیاسی که بین این کشورها وجود داشت در حوزۀ آب نیز سرایت پیدا کرد و به رقابت و تقابل آبی منجر شد. یعنی تخاصم و رقابت‌های سیاسی، ایدئولوژیک، هویتی و غیره­ای که در حوزۀ هویتی و ایدئولوژیکی داشتند وارد حوزۀ آب هم شد. به عبارت دیگر در حوضۀ آبریز مشترک، تفکرات و ایدئولوژی مشترک و هم سازی وجود نداشت که بستر­ساز همکاری در حوزۀ یکپارچۀ مدیریت منابع آب شود، بلکه برعکس، وجود اختلاف نظرها به مدیریت منابع آب نیز سرایت کرد.

عامل چهارم نبود دیدگاه راهبردی، آمایشی و اکوسیستمی به منابع آب حوضه‌های آبریز مشترک و در نتیجه رقابت و مسابقه بر سر استفاده از منابع آب بود. در منطقۀ خاورمیانه علی­رغم اینکه کشورهای همچون ترکیه در بعد اقتصادی به سطحی از توسعه رسیده ­اند، اما باز هم این کشورها از بعد انسانی، فرهنگی و سیاسی به آن میزان از بلوغ فکری نرسیده ­اند که یک حوضۀ آبریز مشترک که شاید چندین میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد را با نگاه مسئولانه مدیریت کنند. یعنی در مورد حوضۀ آبریز شط­ العرب که مشترک بین ترکیه، عراق، سوریه و تا حدودی ایران است، درک سیاستمداران ترکیه آن­ گونه نیست که در صورت ایجاد بحران در منطقۀ آبی مذکور، وضعیتی که ایجاد می‌شود در بلند مدت بر ترکیه نیز اثر خواهد گذاشت. هنگامی که عراق، سوریه و ایران ناامن شوند، ترکیه در همجواری این کشورها دچار ناامنی و آسیب خواهد شد. عدم وجود دیدگاه راهبردی و آینده­ نگرانه که بحران‌های آینده را پیش ­بینی کند، باعث تشدید تهدیدات آبی در منطقه می‌شود. همان­طور که در اکوسیستم وقتی یک منبع از بین می‌رود، سایر منابع نیز دچار بحران می ­شود، در نظام سیاسی و همجواری نیز وقتی یک کشور دچار بحران می‌شود طبیعتاً دیگر کشورها هم دچار بحران خواهند شد. یک عامل اکوسیستمی در حوضۀ آبی مشترک میان چند کشور همجوار در یک منطقه اگر دچار بحران شود مسلماً نظام سیاسی همۀ کشورها را دچار بحران خواهد کرد و بحران از جایی که شروع شود مثل مهاجرت، فشار به مرزهای کشورهای بالا دست خواهد آورد. لذا ما نیازمند یک دیدگاه راهبردی و روشن هستیم که در مدیریت رودخانه ­ها بیش از ظرفیت آن بهره ­برداری نکنیم  یعنی آمایش و توجه به اکوسیستم. آمایش یعنی برداشت و استفاده از ظرفیت محیط طبیعی به اندازۀ توان و ظرفیت تحمل آن که در منطقه خاورمیانه در حوضۀ آبریز مشترک چنین دیدگاه آمایشی وجود ندارد. نگاه آمایشی یک نگاه راهبردی و توجه به اکوسیستم است. در صورت عدم وجود چنین دیدگاهی، نگاه‌های آنی و جزئی جایگزین یک نگاه بلندمدت و راهبردی می‌شود که هر کشوری منافع جزئی و امروزی خود را بر منافع جمعی بلندمدت ترجیح می ­دهد. کشور ترکیه به دنبال توسعه آناتولی است و در نظر دارد ظرفیت اقتصادی گسترده‌ای را ایجاد کند که منابع برقی و کشاورزی را در در اختیار این کشور قرار خواهد داد. همچنین ترکیه درصدد ایجاد صنایع وابسته به پروژه عظیم «گپ» است. این نگاه آنی منجر به رقابت آبی می‌شود. ترکیه در وضعیت فعلی تنها به ایجاد سدهای گسترده اقدام می ­کند مثلاً سد آتاترک یا ایلیسو که هر کدام به تنهایی به اندازۀ کل سدهای مخزنی ایران ذخیرۀ آبی دارد. این سیاست ترکیه هشدار و تهدید بزرگ منابع آب برای آیندۀ این بخش از خاورمیانه است. در حوزۀ مدیترانه هم تهدیدات آبی وجود دارد. اسرائیل علی­رغم اینکه کشوری توسعه یافته است، اما در حوزۀ آبریز مشترک تلاش می‌کند که بیش­ترین اشراف و برداشت را از آب داشته‌ باشد. این رژیم طرح­های در دست دارد که بسیاری از حوضه‌‌های آبریز را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. اسرائیل منابع آبی زیرزمینی که در کرانۀ باختری و غزه وجود دارد را به سرعت برداشت می­ کند. این رویکرد نشان از عدم نگاه راهبردی و آمایشی است و یک نگاه داروینیزم جغرافیایی و تنازع  بقا بر سر منابع آبی در خاورمیانه است که بسیار خطرناک است.

** مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت ها، مقالات و مصاحبه های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاما به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه های موسسه نمی باشد.