نگاهی به زوایای پنهان بحران قطر

نگاهی به زوایای پنهان بحران قطر

مصطفی مطهری؛ دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان

ناکام ماندن طرح واشنگتن یا به عبارتی طرح ترامپ در برای حل بحران قطر با چهار کشور تحریم کننده این کشور یعنی عربستان سعودی، امارت، مصر و بحرین از زوایای مختلفی قابل بررسی و ارزیابی است. ایالات متحده آمریکا نیز در راستای منافع خود، تلاش برای حل اختلافات میان دوحه با چهار کشور را از همان ابتدا به شکل های مختلفی آغاز کرد، اما جدیت در حل اختلافات در مورد اخیر به قدری زیاد بود که تنها در دقایق پایانی منتهی به امضای توافق، توسط ابوظبی ناکام ماند و شکست خورد. در این یادداشت تلاش خواهد شد تا تحلیلی از وضعیت فعلی بحران قطر و چشم­انداز آتی آن ارائه شود.

دوحه به دنبال چیست؟ 

قطر از همان ابتدای محاصره همه جانبه چهار کشور، بر ضرورت حل بحران از طریق گفت‌ وگو و بدون اعمال هیچ گونه پیش شرطی تأکید کرده است، موضوعی که کویت و عمان نیز برای پیشبرد آن از طریق میانجی‌گری در این قضیه تلاش هایی داشته اند. در واقع دوحه با اینکه در این مسیر با محاصره همه جانبه و قطع روابط دیپلماتیک با چهار کشور مواجه شد، اما توانست از شرایط سخت تحمیلی با بدیل سازی از روابط در رویکردهای امنیتی و تجاری به سمت آنکارا و تهران گرایش پیدا کرد و معضل های ژئوپلیتیکی تحمیلی از جانب محاصره کنندگان را مرتفع ساخت؛ با این حال انگیزه حفظ صیانت از استقلال ملی موجب شد تا قطر، ایده حل و فصل اختلافات از طریق گفتگو در یک موضع برابر را رها نکند و همواره آن را به عنوان تنها راه حل موجود در این باره مورد تأکید قرار دهد. اما نکته مهم در این باره با توجه به حجم تقاضاها، پیش شرط ها و گاهاً مطالبات نابجای چهارکشور از دوحه این است که به نظر می­ رسد قطر در شرایط فعلی به­ نحوی مایل است تا مذاکرات را از سطح چهارجانبه به سطح دو جانبه میان دوحه و ریاض بکشاند. میل به مذاکره دو جانبه با ریاض از سوی دوحه با دو هدف دنبال می شود؛ اول اینکه دوحه دریافته است مذاکرات در سطح چهارجانبه و حتی مذاکره با یکی از آن ها به نمایندگی چهار کشور، راه به جایی نخواهد برد و موجب تلف کردن هزینه و وقت خواهد شد؛ دوم اینکه دوحه عملاً هیچ گونه علاقه ای به برقراری رابطه و عادی سازی روابط با سه کشور هم پیمان ریاض در این باره ندارد. با این­ حال به نظر می رسد از نظر دوحه در این رویکرد یعنی مذاکره دوجانبه با ریاض که سه کشور دیگر به تبعیت از آن، اقدام به محاصره و قطع روابط دیپلماتیک کردند، این قابلیت وجود دارد که سه کشور دیگر را در صورت توافق با ریاض، در مسیر کنار گذاشتن اختلافات با دوحه قرار دهد. این در حالی است که ریاض با هدف حفظ اتحاد با سه کشور دیگر به ویژه امارات، مدعی است هر گونه توافق با قطر به نمایندگی از چهار کشور انجام خواهد گرفت و از وارد شدن به یک توافق یکجانبه با دوحه خودداری خواهد کرد و ساز وکار توافق دو جانبه را به رسمیت نمی ­شناسد.

سه کشور همراه ریاض چه نقشی دارند؟

سطح اختلافات و پیش شرط های حل اختلافات از سوی چهار کشور به قطر، به اندازه ای است که حصول به یک توافق را دور از دسترس می کند. اگر چه چهار کشور مطالبات خود را در قالب پیش شرط های 13 گانه ای مطرح و بصورت جمعی در این باره کنش کردند، اما باید توجه داشت که به استثنای ریاض، وزنه ابوظبی نسبت به دو کشور دیگر یعنی مصر و بحرین در راستای ادامه و یا حل و فصل اختلافات از سنگینی بیش تری برخوردار است. در واقع ابوظبی به عنوان متحد ریاض در عرصه منطقه­ ای که در رقابت با آن نیز قرار دارد، در موضوع قطر و آینده روابط با آن نقشی بیش از یک همراه را دارد. نقشی که اگر بیش تر از ریاض نباشد کم تر از آن نخواهد بود. به طوری که ناکام ماندن طرح ترامپ به واسطه دخالت ابوظبی نمونه واقعی این نقش کلیدی است. نکته مهم درباره این اقدام ابوظبی بی ارتباط با کنش ورزی­ های آن در میدان منطقه ای مانند یمن نیست. دامنه ­ی فعالیت های منطقه ای ابوظبی و حضور فعال در جنوب یمن برای ایجاد نظم جدید در آن، موجب شده است تا ابوظبی در شرایط موجود هیچ گونه تمایلی به کم کردن اختلافات با دوحه و یا عادی سازی روابط با آن نداشته باشد و حتی مانعی نیز برای ریاض در جهت اقدام به این عمل باشد. آنچه مسلم است این است که ابوظبی در صورت عملیاتی­ سازی برنامه­ های خود در یمن و آسودگی از موضوع جنوب یمن، چالش قطر را دنبال خواهد کرد و به سمت حل و فصل آن گام خواهد برداشت که در شرایط فعلی این موضوع سالبه به انتفاع است.  

ایالات متحده آمریکا و تلاش برای پایان دادن به بحران قطر

واقعیت آنست که ایالات متحده آمریکا در پیگیری منافع خود در منطقه خلیج فارس، در وهله اول تلاش خواهد کرد تا جبهه هم پیمانان همسو و همراه با منافع واشنگتن را برعلیه آنچه تهدید یا چالش محسوب می­شوند، تقویت کند و در وهله دوم عمده تلاش خود را بر این قرار خواهد داد تا از وقوع هر گونه شکاف و گسست میان آن­ها جلوگیری کند. از این رو موضوع قطر و چهار کشور یک چالش جدی برای منافع و اهداف ایالات متحده آمریکا در منطقه خلیج فارس به شمار می آید. بطوریکه همواره در طول سه سال گذشته تلاش کرده است تا راه حلی برای حل این بحران بیابد. واقعیت امر این است که واشنگتن با هدف تأمین منافع خود موضوع قطر را دنبال می کند. از سوی دیگر حل پرونده قطر می­ تواند یک موفقیت برای دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی باشد. قابل توجه است که محاصره قطر از سوی چهار کشور در حوزه­های زمینی، دریایی و هوایی است اما واشنگتن تنها بر حل اختلافات میان آنها در عرصه هوایی و بازگشایی آسمان این کشورها به روی هواپیماهای قطری تاکید دارد. به عبارتی تأکید واشنگتن در راستای حل بحران قطر بر موضوع پایان محاصره هوایی است؛ در واقع این طرح واشنگتن برای حل بحران قطر در عرصه هوایی در راستای پروژه فشار حداکثری به تهران و تحریم های همه جانبه ای است که بر ایران تحمیل کرده است؛ از نظرگاه واشنگتن ادامه روند مذکور در تیرگی روابط میان ریاض و ابوظبی با دوحه به نفع ایران است که از حق ترانزیت هوایی هواپیماهای قطر استفاده می کند؛ و این عاملی در جهت شکستن انزوا تحمیلی واشنگتن بر تهران به شمار می­ رود، که تدبیر عملیاتی در این باره تلاش برای برقراری روابط میان دوحه با کشورهای محاصر کننده است. 

جمع بندی

طرح ترامپ برای حل اختلافات در بحران قطر به مانند سایر طرح های میانجی گرایانه که در یک سال اخیر از سوی کشورهای عمان و کویت دنبال می شد بی نتیجه ماند و شکست خورد. بنا بر آنچه در ارتباط با بحران قطر ذکر شد پرونده قطر به سبب وجود تعداد بالای کشورهای درگیر در آن یعنی چهار کشور به علاوه قطر، موجب شده است تا مطالبات هرکدام از طرفین در این باره علتی در جهت عدم حصول به توافق و نتایج مثبت در این باره باشد. طرح واشنگتن نیز در این باره بیش از آنکه بر موضوع حل بحران و تنش زدایی تمرکز داشته باشد، بر تأمین منافع واشنگتن و برداشتن موانعی متمرکز است که در مسیر برنامه ها و اهداف واشنگتن وجود دارد. از همین رو به دلیل عدم وجود عزم راسخ در میان کشورهای درگیر در این باره و ناقص بودن تلاش های میانجی گرها برای حل این بحران، از شدت بحران نه تنها کاسته نخواهد شد بلکه انتظار می رود با ورود به سال چهارم به دامنه آن نیز افزوده شود.

    **مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت‌ها، مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاماً به معنی تأیید مطلب یا بیانگر دیدگاه‌های موسسه نیست.

اشتراک گذاری در print
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email