نقش میانجیگری در سیاست همسایگی ایران

نقش میانجیگری در سیاست همسایگی ایران

به لحاظ جغرافیایی ایران در بخشی ازنقشه جهانی قرار گرفته است که مهم‌­ترین ویژگی آن، وجود اختلافات و بحران در میان کشورهای همسایه است. این اختلافات عمدتا به دو صورت هستند. برخی از این اختلافات داخلی بوده و عمدتا بین گروه­‌های داخلی کشورهای همسایه بوده و عمدتا هم برای دست­یابی به منابع قدرت و ثروت صورت می‌­گیرد. بخشی دیگر از اختلاف نیز منطقه­‌ای بوده و در بسیاری از موارد یا بین دو کشور همسایه بوده و یا ناشی از تقابل بین یک کشور همسایه و یک قدرت فرامنطقه‌­ای و یا جهانی می­‌باشد. وجود این میزان از اختلافات در مناطق پیرامونی هرکشوری از جمله ایران، به سادگی می­‌تواند تهدید­های امنیتی فزاینده­‌ای را هم در مورد امور داخلی و هم در مورد امورخارجی بر نظام سیاسی کشور تحمیل کند. با این حال بررسی نوع نگرش و واکنش ایران به این اختلافات منطقه‌­ای نشان می­‌دهد که ایران تا حد بسیار زیادی توانسته است ضمن دفع بسیاری از تهدید­های امنیتی ناشی از این اختلافات در کشورهای همسایه، گام­‌های موثری را نیز در راستای صلح و ثبات منطقه­‌ای و همچنین حفظ انسجام اجتماعی و یکپارچگی سرزمینی در کشورهای همسایه بردارد. با توجه به این موضوع، سوال اصلی این است چه عاملی در دست­یابی ایران به این امر مهم کمک کرده است. به عبارت دیگر چه عاملی باعث گردیده است که ایران ضمن دفع تهدید­ها بتواند از وجود این اختلافات برای افزایش نقش فعال خود در تحولات منطقه‌­ای نیز بهره بگیرد.

در پاسخ به این پرسش می‌­توان استدلال داشت که بخش مهمی از عملکرد سیاست خارجی ایران ناشی از نوع سیاست همسایگی است که ایران در قبال این اختلافات منطقه‌­ای اتخاذ کرده است. این امر هم ناشی از این درک در میان حلقه­‌های فکری و ابزاری ایران است که اگر جمهوری اسلامی ایران می­‌خواهد به اهداف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و غیره خود دست یابد، باید با کشورهای همسایه روابط خوب داشته و از ایجاد تنش خودداری کند. اولویت قرار گرفتن کشورهای همسایه در مناسبات میان ایران با کشورهای منطقه ناشی از همین اصل سیاست خارجی ایران است که بر اصل سیاست همسایگی و بهبود روابط با همسایگان و تقویت و تحکیم آن تاکید دارد. علاوه براین و شاید مهم‌تر از همه این موضوع است که تصمیم­‌گیرندگان سیاست خارجی ایران تا حد زیادی به این مسئله واقفند که امنیت ایران تا حد زیادی وابسته به امنیت همسایگان، و بالعکس است. بنایراین ایران باید به گونه­‌ای عمل کند که ضمن اجتناب از تشدید اختلاف داخلی در کشورهای همسایه و یا میان آن‌ها، به دنبال راه­ حل‌­های منطقی برای حل وفصل و یا پایان دادن به اختلافات باشد. در این میان مهم‌­ترین ابزاری که ایران در سیاست همسایگی خود وبه ویژه در مورد اختلافات و بحران­‌های منطقه­‌ای اتخاذ کرده، میانجی‌گری بوده است.

میانجی‌گری یکی از محبوب­‌ترین شکل‌­های مدیریت اختلافات بوده و ثابت شده است که ابزاری موثر در حل اختلافات بین و درون دولتی است. بر اساس تعریف سازمان ملل؛ میانجی‌­گری”فرایندی است که طی آن شخص ثالث به دو یا چند طرف کمک می‌­کند؛ تا با رضایت آن‌ها و از طریق کمک به آن‌ها؛ راه­‌حل­‌های قابل قبول حاصل شده، و از گسترش اختلاف جلوگیری شود. میانجی‌گری یک روند واحد ندارد بلکه مجموعه‌ای مستمر از فعالیت‌های مرتبط با بازیگران، تصمیمات و شرایط است. به زبان دیگر، می‏‌توان گفت میانجی‌گری دربرگیرنده مجموعه‏‌ای از رفتارهاست که دامنه آن از طیف کاملا غیرفعال (ارائه مساعی جمیله) تا طیف کاملا فعال (فشار بر طرفین مناقشه) را شامل می‌‏شود. غالبا میانجی­‌گری را یکی از دو روش عمومی سیاسی و دیپلماتیک با مبانی حقوقی برای حل صلح آمیز منازعات به شمار آورده‌‏اند. در طول فرایند میانجی‌گری نیز بازیگران ثالث نقش­‌ها و مسئولیت­‌های مختلفی را بر عهده می‌­گیرند ولی درحالت کلی می‌­توان به دو دسته بندی کلی، مستقیم (تبلیغ و ترویج نتایج مشخص) وغیر مستقیم ( فراهم کردن جو مناسب برای گفت و گو، تسهیل زمینه‌­های درک بهتر طرفین از همدیگر) اشاره کرد. هر چند که در راهبرد میانجی‌گری ایران می­‌توان رگه‌­هایی از هر دونوع میانجی‌گری را شناسایی کرد با این حال نوع دوم میانجی‌گری در سیاست همسایگی ایران در قبال کشورهای همسایه نمود بیش‌تری داشته است. البته ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که در ا‌‌ین‌جا بحث این نیست که میانجی‌­گری ایران در بحران‌های منطقه‌­ای تا چه اندازه موفق بوده است بلکه موضوع اصلی ماهیت سیاست خارجی ایران است که تلاش داشته از گسترش اختلافات جلوگیری کند.

مثال­‌های متعددی را می‌­توان از استفاده ایران از ابزار میانجیگری در قبال کشورهای همسایه عنوان کرد. به عنوان مثال ایران همواره در اختلاف جمهوری آذربایجان و ارمنستان( در مناقشه قره باغ) به عنوان همسایگان شمالی، سعی کرده است که به عنوان واسطه بین طرفین اختلاف عمل کند. ایران از همان آغاز بحران قره باغ با صراحت و به عنوان یک اصل از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان حمایت کرده و در کنار آن تلاش کرد تا از طریق وساطت در مناقشه علاوه بر کنترل آن، بتواند از آثار سوئی که بحران می‌­توانست بر امنیت ایران داشته باشد جلوگیری کند. راهبردی که تا به امروز هم هر چند با نقاط ضعف و قدرت تداوم داشته است. به گونه­‌ای که با آغاز دور جدیدی ازدرگیری­‌ها بین دو کشور از اویل مهرماه 1399، علیرغم فشارهای داخلی و بین­‌المللی ایران تلاش کرده از گسترش اختلاف جلوگیری کرده و تلاش خود را توقف جنگ و میانجی‌گری بین دو کشور صرف کند. به همین دلیل است که از همان روزهای آغازین جنگ، دولت جمهوری اسلامی و وزارت خارجه ضمن تماس با مسئولان هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان، بدون جانبداری از کشوری خاص خواستار حل این موضوع از مسیر دیپلماسی و گفتگو شده  و طرفین را به آرامش دعوت کرده اند. حتی بعد از اصابت چندین راکت به خاک ایران در اثر جنگ دو کشور، ایران ضمن اجتناب از اقدام متقابل به هر دو طرف در مورد پیامدهای آتی جنگ هشدار داد.

این راهبرد محدود به همسایگان شمالی نبوده و ما این نوع اقدام از سوی ایران در قبال اختلافات گروه‌­های داخلی سایر کشورهای همسایه از جمله در افغانستان را نیز شاهد بودیم. ایران در طی سالیان گذشته همواره تلاش کرده است از طریق اتخاذ نقش میانجی­گرانه در میان گروه­‌های افغانی از تشدید بحران­‌های داخلی در این کشور جلوگیری کند. این امر نیز ناشی از این موضوع است که در سطح حاکمیت جمهوری اسلامی ایران این آگاهی وجود دارد که افغانستان همواره باید در صلح و ثبات باشد، چرا که اگر افغانستان صلح و ثبات داشته ‌باشد، صلح و ثبات را به منطقه تسری می‌دهد و اگر ناامن باشد، ناامنی را به منطقه سرایت می‌دهد؛ بنابراین ایران همیشه خواستار ثبات در افغانستان بوده و همواره برای تشکیل دولتی قدرتمند در کابل تلاش کرده است. میانجیگری این در افغانستان صرفا محدود به تحولات داخلی افغانستان نبوده و تهران تمایل خود را برای میانجیگری در جهت پایان دادن به اختلاف افغانستان با کشورهای همسایه آن از جمله پاکستان و هند نیز اعلام کرده است و به زعم بسیاری از تحلیل­گران چون ایران روابط خوبی با این کشورها دارد از پتانسیل قابل قبولی برای میانجیگری در میان کشورهای مذکور برخوردار است و می‌­تواند به افزایش ثبات منطقه­‌ای کمک کند.

نمود دیگری از تلاش‌­های میانجی­گرانه ایران در قبال کشورهای همسایه را می‌­توان در اختلاف بین پاکستان و هند مشاهده کرد. با توجه با محیط امنیتی جنوب آسیا و تاثیر آن بر ایران، تهران همواره تلاش کرده است که از طریق دعوت کردن اسلام آباد و دهلی نو به یافتن راه­حلی قابل قبول در مورد اختلافات؛ از تشدید آنها جلوگیری کند. به عنوان مثال در سال 1397 زمانی که تعارضات دو کشور در اثر برخورد هواپیماهای جنگنده دو كشور با یكدیگر در بخش پاكستانی كشمیر و انسداد حریم هوایی آنها به اوج خود رسید، کشورهای مختلف با توجه به نگرانی از تعارض احتمالی دو كشور در منطقه مناقشه­‌خیز كشمیر و ایجاد بحرانی جدی در منطقه جنوب آسیا، به ارایه پیشنهاد میانجی­گری جهت حل و فصل اختلافات پرداختند که یکی از آن‌ها ایران بود. در همین راستا محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگویی تلفنی با همتای پاكستانی خود از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای كمك به حل مسالمت آمیز اختلافات دو كشور خبر داد. هر چند که این پیشنهاد با مخالفت دهلی نو روبرو شد با این حال پاکستان از آن استقبال کرد. به عنوان مثال وزیر امورخارجه پاکستان ضمن اشاره به درخواست کشور‌های مختلف برای ایفای نقش میانجیگری بین پاکستان و هند گفت، ایران به‌دلیل روابط خوب با هر دو کشور هند و پاکستان می‌تواند نقش مهمی در کاهش تنش‌ها بین دو کشور ایفا کند. شاه محمود قریشی همچنین عنوان داشت که من در تماس تلفنی محمدجواد ظریف ایشان را از وضع منطقه آگاه کرده و خواستم برای مذاکرات بین دو کشور تلاش کنند که ایشان نیز، آمادگی کامل خود را برای این امر اعلام کرد. همانند موارد فوق الذکر در مورد پاکستان نیز این آگاهی در ایران وجود دارد که ایران به امنیت و صلح در جنوب آسیا نیاز دارد چرا که روابط گسترده و مثبت با هند و پاکستان برای ایران مهم است. پاکستان، همسایه جنوب شرقی ایران است و می‌تواند امنیت و یا ناامنی را برای ایران به ارمغان بیاورد و از سوی دیگر روابط ملت ایران و پاکستان یک رابطه نزدیک و دوستانه است و ایران در بین مردم پاکستان از محبوبیت برخوردار است. از سوی دیگر هند یک قدرت نوظهور آسیایی است که با ایران مراودات اقتصادی دارد و علاوه بر آن ارتباط فرهنگی گسترده‌ای بین دو کشور وجود دارد. همچنین ایران مسیری برای هند است تا بتواند به افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند.

در مجموع می­‌توان استدلال کرد که اتخاذ راهبرد میانجیگری در سیاست همسایگی ایران در مورد کشورها همسایه تا حد زیادی توانسته است ضمن جلوگیری از تشدید اختلافات، از سرایت پیامدهای امنیتی خواسته و ناخواسته آن برای ایران جلوگیری کند که یک نکته حائز اهمیت در مورد سیاست خارجی ایران به طور کلی و سیاست همسایگی ایران به طور اخص است. بنابراین این راهبرد در مورد اختلافات موجود در و میان کشورهای همسایه باید تداوم داشته باشد. در عین حال راهبرد میانجیگری این نیاز به این دارد که از طریق به کار­گیری ابتکارات جدید خود را باز تقویت کند و تهران نقش فعال­‌تری را در بحران­‌های منطقه‌­ای اتخاذ کند و میانجی­گر منفعل نباشد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که هر اختلافی پویایی و شرایط خاص خود را دارد و تلاش‌­های میانجی­گری باید با آگاهی از چنین اختلافاتی بوده و به روشی انجام شود که انعطاف پذیر بوده و عاری از یکنواختی باشد. به عنوان مثال در مورد تنش مجدد جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مورد قره باغ و اقدامات اتخاذی آن در مورد این بحران این استدلال وجود دارد که ایران باید به پویایی‌­های دیپلماتیک خود در دهه 1990 بازگردد و افزایش مذاکرات با کشورهای درگیر در بحران و همچنین کشورهای همچون روسیه وترکیه بیشتر در دستورکار قرار گیرد. حتی این عقیده نیز مطرح شده است که چون تنها این ایران است که تحت تاثیر پیامدهای امنیتی مستقیم این بحران قرار می­گیرد باید با توجه پتانسیل­‌های موجود و همپچنین عدم موفقیت­ میانجیگری سایر بازیگران ابتکار عمل صلح در قفقاز را به دست بگیرد. این در حالی است که وزرات خارجه ایران صرفا به تماس­‌های تلفنی و بیانیه­‌های رسانه­‌ای اکتفا کرده است.  بنابراین برای تقویت موفقیت بیش‌تر میانجیگری ایران؛ باید به محرک­‌ها ، پویایی­‌ها و انگیزه­‌های قبلی و کنونی هر بازیگر درگیر در بحران از جمله مسئله قره باغ توجه خاصی شود و مه­م‌تر از آن  میانجیگری ایران باید در لحظه مناسب آن صورت بگیرد.

اشتراک گذاری در print
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email