بسط الهیات در پوشش کنش های ژئوپلیتیکی (بخش اول)
علی حسنی پژوهشگر موسسه آینده پژوهی جهان اسلام
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل در دیدار ۴ فوریه با دونالد ترامپ در کنفرانس خبری گزاره ای الهیاتی برگرفته از عهد عتیق که روحی کاملا مسیحایی گری داشت را عنوان کرد:
” تعبیر وعده خداوند به عنوان ایجاد یک پادشاهی زمینی برای مردمانی ثروتمند و برگزیده ” همواره در تفکر الهیاتی اسرائیل رگه هایی حیاتی و عمیق از بسط الهیات در کنش های ژئوپلیتکی اش دیده می شود. این رژیم از بدو تاسیس به دنبال تسلط بر فضای درونی در راستای تفکر الهیاتی خویش و بسط فیریکال یا بیرونی برای غلبه بر نفرین جغرافیایی اش. می توان گفت در استراتژی های امنیتی – ژئوپلیتیکی اسرائیل با پیوندی عمیق بین مفاهیم الهیاتی – دینی با کنش های امنیتی – ژئوپلیتیکی روبرو هستیم . پیوند دادن مفهوم زمین در بستری الهیاتی با استراتژی های توسعه طلبانه اسرائیل همپوشانی کامل دارد . بر اساس تورات ، سرزمین اسرائیل به عنوان “وعده الهی” به قوم بنی اسرائیل اعطا شده است ( سفر پیدایش ۱۵:۱۸؛اعداد ۳۴:۱-۱۲ ) . این تفسیر دینی ، مبنای بسیاری از ادعاهای سرزمینی در قبال فلسطین و کرانه باختری بوده است.[۱] ژئوپلیتیک ” امنیت و احاطه ” اسرائیل که برخاسته از قرار گرفتن در میان کشورهای مسلمان می باشد نوعی تهدید دائمی برای این رژیم ایجاد کرده است . بر اساس برداشت از این تهدید دائمی و لایه ای ، اسرائیل این تهدید دائمی را به مفاهیم دینی همچون “جنگ مقدس[۲] ” و ” عمالیق[۳] ” مرتبط کرده است . بنیامین نتانیاهو در جریان جنگ ۲۰۲۳ اسرائیل و حماس این مفهوم را به صورت رسمی به کار برد . وی عنوان کرد : ” اسرائیلی ها متعهد به محو کامل این شر از جهانند…. کتاب مقدس می گوید باید به یاد بیاورید عمالیق با شما چه کرده است “[۴]
ژئوپلیتیک دینی
در تحلیل های ژئوپلیتیکی از رقابت های منطقه ای – جهانی عنصر نقش و حضور دین و الهیات نادیده گرفته می شود یا سطح تحلیل به مباحث نظامی – امنیتی تقلیل پیدا می کند که این امر ریشه در مبنای سکولار گفتمان ژئوپلیتیکی دارد. مفهوم ژئوپلیتیک مذهبی برای توصیف شیوه های به کاررفته در این گفتمان سکولار ژئوپلیتیک می باشد که توسط واژگان و مفاهیم مذهبی بازتعریف می شود.[۵] امروزه شاهد این هستیم که رهبران سیاسی به طور فزاینده ای رقابت های منطقه ای و جهانی را از طریق زبان مذهب بیان می کنند. بسیاری از متفکرین علوم سیاسی و جغرافیا سیاسی همانند والاس ، اگنیو ، دیتمر و استورم بر این باور هستند که پاسخ ژئوپلیتیکی دولت بوش به حادثه ۱۱ سپتامبر با ارجاعات مذهبی و استعاره های الهیاتی پشتیبانی شده بود. هر دو رهبر ، بوش و بلر برای توجیه اهداف سیاسی و استراتژیکی خود به مفاهیم مذهبی – الهیاتی متوسل می شدند. ارجاعات متافیزیکی متنوع به ” آزادی” در مقابل ” ستم ” و ” نور ” در برابر ” تاریکی ” باعث شد که جنگ با تروریسم از طریق نگاشت های مانویِ خیرِ نیکوکار در مقابل شرِ بدخواه ساخته و پرداخته شود. شاید بتوان گفت عبارت ” محور شرارت ” نمادین ترین نمونه از به کارگیری ” ژئوپلیتیک مذهبی” توسط دولت بوش باشد.
رژیم اسرائیل روز به روز در گفتمان امینی سازی خود بر اهمیت مفاهیم الهیاتی – مذهبی پافشاری می کند به نحوی که منطقه غرب آسیا شاهد یک درگیری عمیق الهیاتی بین دوگانه سازی شبه مانوی از جانب رژیم اسرائیل می باشد. دیوید اوهانا[۶] در یک تقسیم بندی تاریخی ریشه هایی از پیوند الهیات و سیاست را مطرح می کند. مرحله نخست با نوشته ها و سخنرانی های بسیاری از بنیان گذاران و حامیان اولیه صهونیسم آغاز شد ؛ کسانی که آن را شکلی سکولار و جهان شمول از ” موعود گرایی ” می دیدند، مشابه جنبش های ملی رمانتیک در اروپا. مرحله دوم در فلسطین در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شکل گرفت ، زمانی که خاخام آورهام ییتزهاک هاکوهن کوک[۷] ( ۱۸۶۵-۱۹۳۵) ، خاخام اعظم فلسطین ، یک الهیات سیاسی موعودگرایانهای را توسعه داد که به صورت دیالکتیکی ، سکولاریسم سوسیالیستی را برای تاسیس استقلال نوین یهودی بسیج می کرد. مرحله سوم در سال ۱۹۴۸ با تاسیس دولت اسرائیل آغاز شد ، که به عنوان ” معبد سوم[۸] ” شناخته میشود ؛ چیزی که اندیشمندان دینی ( و داوید ینگوریون ) از آن به عنوان ” نخستین شکوفایی رستگاری ما ” یاد کردند. مرحله چهارم در سال ۱۹۶۷ پس از جنگ شش روزه و تصرف سرزمین اسرائیل بزرگ به وجود آمد ، همراه با سرخوشی موعودگرایانهای که از پیوند دوباره الهیات با نظامی گری شکل گرفت و فعالیت های پیشگامانه جنبش ” گوش امونیم[۹] ” پس از آن شکل گرفت .[۱۰]میتوان گفت رژیم اسرائیل از این دوره به بعد علاوه بر تسلط بر فضای درونی در راستای تفکرات الهیاتی اش به دنبال تسلط محیط بیرونی برای دستیابی به ایده های الهیاتی در کنار غلبه بر جبر جغرافیایی و کنش ژئوپلیتیکی بر آمد.
[۱] W. Brueggemann,”The Land : Place as Gift , Promise , and Challenge in Biblical Faith”, Fortress Press,2002
[۲] در سنت یهودی ، مفاهیمی مانند ” میلحمت میتزوا ” ((Milchemet Mitzvah که به جنگ واجب نیز اطلاق می شود در متئنی همانند تورات و تلمود عنوان شده است. این مفهوم معمولا به جنگ هایی برای حفظ موجودیت قوم یهود اشاره دارد. جنگ هایی که در کتاب های مقدس مانند کتاب یوشع علیه دشمنان بنی اسرائیل توصیف شده اند اغلب در چارچوب دستور الهی تفسیر می شوند. با این حال ، این ایده ها در یهودیت ربانی مدرن کمتر به عنوان الگویی برای اقدامات نظامی معاصر استفاده می شود . ولی چندی است که دوباره این برداشت ها و تفسیرها بالاخص در تفکرات راست گرایی و افراطی در حال شکل گیری می باشد.
[۳] در کتاب اول سموئیل بخش ۱۵:۳ آمده است ” حال بروید و عمالیق را شکست دهید ، و تمامی آنچه را که دارند ، کاملا نابود کنید . از هیچ یک چشم پوشی نکنید؛ مرد و زن ، کودک و نوزاد ، گاو و گوسفند ، شتر و الاغ را بکشید “. عمالیق نام قومی باستانی است که در کتاب مقدس عبری (تنخ) به عنوان دشمنان قوم بنی اسرائیل معرفی شده اند. آنها از نوادگان عمالیق ، نوه عیسو ( برادر یعقوب ) دانسته می شوند و در منطقه ای در جنوب سرزمین کنعان ساکن بودند . دشمنی آنها با بنی اسرائیل در روایت کتاب مقدس ، نمادی از شر مطلق و مقاومت در برابر اراده الهی تلقی شده است .
[۴] https://www.nbcnews.com/news/world/live-blog/israel-hamas-war-gaza-attacks-hamas-idf-netanyahu-long-fight-rcna122651#rcrd23808
[۵] Sturm,T.(2013). “The future of religion and geopolitics Towards a theory and research agenda “, Area,45(2),134-69
[۶] David Ohana
[۷] Rabbi Avraham Yitzhak Hacohen Kook
[۸] Third Temple
[۹] Gush Emunim
[۱۰] Ohana ,David “ The Politics of Political Despair: The Case of Political Theology in Israel “


